درمان سرطان با سایبرنایف درمان سرطان با سایبرنایف
بیمارستان فوق تخصصی سرطان بیکن در مالزی.درمان موثر تومورهای سرطانی
آموزش زبان انگلیسی در خواب
با ضمیر ناخودآگاه خود به آسانی زبان یاد بگیرید
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
شنبه 22 خرداد ماه سال 1389

11،8 مگابایت/ قسمت اول

دانلود کلیپ تصویری غیرمستقیم

11،9 مگابایت/ قسمت دوم

دانلود کلیپ تصویری غیرمستقیم

11،9 مگابایت/ قسمت سوم

دانلود کلیپ تصویری غیرمستقیم

15،3 مگابایت/قسمت چهارم

دانلود کلیپ تصویری غیرمستقیم

شنبه 22 خرداد ماه سال 1389

روایت زاکانی از نقش نزدیکان لاریجانی در فتنه‌های اخیر

موسوی حتی یک استدلال هم نداشت ...
نظر هاشمی شورای حکمیت غیر از شورای نگهبان بود ...
در طرح وحدت ملی می‌خواستند لاریجانی را کاندید کنند ...
بعد از انتخابات نیز مشخص شد که در درون وزارت اطلاعات نیز جریاناتی بودند که
سرخط‌هایی برای هدایت آشوب‌های بعد از انتخابات می‌دادند ...
رضایی میگفت 8 میلیون رای ساختگی است ...
رضایی با تنظیم نامه‌ای حق نداشته خود را بخشید ...
در حکم کمیته 6 نفره مجلس تبریک به رییس جمهور منتخب خط خورده بود ... یکی از نزدیکان آقای لاریجانی تبریک را خط زده است ...
رفسنجانی در جایی اعلام کرده بود که جمعیت افراد در روز قدس 50-50 بوده است یعنی نصف جمعیت حاضر را حامیان موسوی تشکیل داده بودند ...
بعدها مشخص شد که این نکته را لاریجانی به هاشمی رفسنجانی انتقال داده است ...
در آن دیدار مقام معظم رهبری در خصوص این مسئله از لاریجانی سوال پرسید که لاریجانی آن را رد کرد، حضرت آقا نیز به وی گفت که هاشمی گفته که لاریجانی این مسئله را به من منتقل کرده است که لاریجانی هم در ادامه به توجیه این مسئله پرداخت ...
لاریجانی با کمک اصلاح‌ طلبان رییس مجلس شد ...

هاشمی:
من ابتدا نامه را به آقا دادم اما چون ایشان جواب ندادند، بعد از 2 ساعت آن را رسانه‌ای کردم ...

http://www.rajanews.com/detail.asp?id=40174
http://www.inn.ir/newsdetail.aspx?id=30422
http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8808300296
http://www.jahannews.com/vdcj8iea.uqeahzsffu.html
http://www.donya-e-eqtesad.com/Default_view.asp?@=184791

دفاع تمام قد علی لاریجانی از هاشمی رفسنجانی

درموضعگیری دیروز لاریجانی انجام شد؛
تقلیل شدت جرم بزرگ به یک دعوای سیاسی - جناحی

http://www.rajanews.com/detail.asp?id=40255
http://www.inn.ir/newsdetail.aspx?id=30580


لاریجانی (از قول سایت زاکانی):
در صورت رئیس جمهور شدن احمدی نژاد همه باید به بورکینافاسو برویم !

http://www.jahannews.com/vdcdno0k.yt0kf6a22y.html

دفاع تمام قد لاریجانی از دیوان محاسبات مجلس؛
تخلف محرز است، دادسرا رسیدگی کند

http://baztabonline.com/fa/pages/?cid=28967

اصرار لاریجانی به قرائت گزارش تفریغ؛ 
لاریجانی:
دیوان محاسبات دنبال مچ‌گیری نیست !

http://www.farsnews.net/newstext.php?nn=8801250296
http://www.donya-e-eqtesad.com/Default_view.asp?@=152022
http://www.rajanews.com/detail.asp?id=27119
( رحمانی فضلی رییس فعلی دیوان محاسبات مجلس، معاون لاریجانی در صدا وسیما بود )

محجوب، حامی موسوی:
ادعای گم شدن یک میلیارد در دولت نهم فقط مصرف انتخاباتی دارد

الان حرف‌هایی در خصوص گم شدن مبلغ یک میلیارد ریال بیان می‌شود ولی این حرف‌ها اثبات نشده است و اینگونه حرف‌ها تنها برای انتخابات کاربرد دارد.
این موضوع به بررسی نیاز دارد که در نهایت ممکن است بد حسابی داشته باشد.

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8803190018

رئیس دیوان محاسبات مجلس چند ماه بعد از انتخابات:
دادسرا اعلام کرده تخلفی در پرونده یک میلیارد دلاری بودجه صورت نگرفته است // قصد دیوان عمدتا پیشگیری است نه مچ گیری !

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8809150476

روح الله حسینیان:
لاریجانی فکر می‌کند موسوی رأی می‌آورد از این رو حاضر نشد از احمدی‌نژاد حمایت کند.

http://www.bultannews.com/pages/?cid=13749

رسایی:
باهنر برای پیروزی موسوی تمام تلاشش را کرده بود
اهانت باهنر و برخوردهای دوگانه صحن مجلس را متشنج کرد
   
http://www.rajanews.com/detail.asp?id=32048

سایت لاریجانی:
علی لاریجانی، ‌محمدرضا باهنر و احمد توکلی
به دیدار رئیس‌جمهور پس از انتخابات همراه سایرین نرفتند!

http://www.khabaronline.ir/news-11369.aspx
http://www.tabnak.ir/fa/pages/?cid=52872

لاریجانی در دیدار با مقام معظم رهبری مواضع‌اش درباره ناآرامی‌های اخیر کشور را اصلاح کرد

http://www.jahannews.com/vdccpmqp.2bqps8laa2.html

احمدی‌نژاد در جامعه روحانیت رای نیاورد

http://www.donya-e-eqtesad.com/Default_view.asp?@=153163

رد شروط باهنر توسط احمدی نژاد

http://www.jahannews.com/fa/pages/?cid=46162

جزئیات پروژه نه احمدی‌نژاد به نقل از هاشمی .

عسگراولادی، حبیبی و باهنر به جامعه روحانیت مبارز رفته و گفته‌اند:
احمدی‌نژاد درست بشو نیست ...

http://www.rajanews.com/detail.asp?lang_id=&id=27367

باهنر: موافق تشکیل جبهه موسوی هستیم

http://alef.ir/1388/content/view/49735/

توصیه باهنر به موسوی !

http://www.jahannews.com/vdcgyu9n.ak9uy4prra.html

علی مطهری:
تا فرصت باقی است فردی مانند ولایتی یا قالیباف کاندیدا شود

http://www.asriran.com/fa/pages/?cid=69897

ناطق نوری،
معتقد است احمدی‌نژاد صلاحیت این را ندارد که به او پاسخی داده شود !!

http://aftabnews.ir/vdcgxx9y.ak9zt4prra.html

مرعشی:
اگر ناطق کاندیدا شده بود برایش تبلیغ میکردم !

http://www.rajanews.com/detail.asp?id=28892

توصیه های ناطق نوری به خاتمی؛
هر کاری می توانید برای رای آوری موسوی انجام دهید
بگو من کنت مولا و فهذا میرحسین مولا !
من یک تارموی هاشمی را به احمدی نژاد نمی دهم

من همانی هستم که اگر در دوم خرداد76 با هاشمی بودم رای می آوردم و این همه مشکل دیگر وجود نداشت.

http://www.farsnews.net/newstext.php?nn=8801310125
http://www.jahannews.com/fa/pages/?cid=46292
http://www.rajanews.com/detail.asp?id=27542

برادر ناطق نوری:
هاشمی رفسنجانی، خاتمی و کروبی
از ناطق نوری خواسته بودند نامزد انتخابات شود
گفتنی است پیشنهاد کارگزاران برای دولت ائتلافی، مدتی بعد از سوی ناطق نوری هم تکرار شد.

http://www.kayhannews.ir/Detail.aspx?cid=11843

ناطق به خاتمی گفته بود:
من در دولت میرحسین با اینکه با هم اختلافات داشتیم ولیکن وی احترام مرا همیشه داشت ولی احمدی نژاد هیچ احترامی برای من قائل نیست.
من کاملا از میر حسین موسوی حمایت می‏کنم و در این مورد به جمع‏بندی رسیده‏ام. اگر به دلیل مسوولیتم اجازه داشتم، می آمدم در ستاد میر حسین تا پیروزی وی را بر احمدی‏نژاد با چشمان خود ببینم.

خبرگزاری فارس همزمان با انتشار این خبر در سایت های اینترنتی برای اطمینان از صحت و سقم تلاش کرد تا نظر حجت الاسلام والسلمین ناطق نوری و دفتر مذکور را جویا شود که
این دفتر حاضر به ارائه هیچگونه توضیحی در آن ایام نشد و اینک پس از سه روز اقدام به تکذیب کلی خبر شده است.

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8802020146
http://www.rajanews.com/detail.asp?id=27731

سایت کروبی:
ناطق نوری به خاتمی: هر کاری می توانید برای رای آوری موسوی انجام دهید

http://www.farsnews.net/newstext.php?nn=8801310125
http://www.omid88.ir/news/1388/01/post-22.php

دبیر کل فراکسیون اقلیت:
ناطق‌نوری از ابتدا موافق حضور میرحسین موسوی در انتخابات بود.
ممکن است افراد با اسم و رسم حمایت نکنند، اما با چراغ خاموش حمایت می‌کنند.

http://www.donya-e-eqtesad.com/Default_view.asp?@=153346

میر حسین به هاشمی:
عده ای از اصولگرایان اعلام آمادگی کرده اند که از بنده حمایت کنند که این مسئولیت مرا سنگین می کند.
اما بعضی از انها که اتفاقا سرشناس هم هستند معذوریت هایی دارند.

http://www.rajanews.com/detail.asp?id=27709

ائتلاف ناموفق لاریجانی، باهنر و ناطق برای عبور از احمدی نژاد
در این جلسه که لاریجانی، ناطق نوری، قالیباف و باهنر حضور داشتند، علی رغم پیگیری های صورت گرفته محسن رضایی و علی اکبر ولایتی در آن شرکت نکردند.
باهنر، نایب رئیس قدرتمند مجلس نیز به روال سابق خود با لحنی طنزآلود اظهار داشته که نصف احمدی نژاد و نصف موسوی !
لاریجانی هم در پاسخ به تقاضای اعضای حاضر درجلسه مبنی براعلام موضع، اعلام کرده که قطعا به احمدی نژاد رای نخواهد داد اما اعلام موضع هم نمی کند.

http://www.jahannews.com/fa/pages/?cid=46459

دستور لاریجانی ‌و باهنر:
حمایت از احمدی‌نژاد ممنوع
   
باهنر نیز در مقابل تأکید می‌کند که با وجود اینکه احمدی‌نژاد در نظرسنجی‌ها جلوتر است، اما صلاح نیست، اعلام حمایت کنیم.

http://www.donya-e-eqtesad.com/Default_view.asp?@=153363

شام انتخاباتی در خانه شهید مطهری
و حضور ناطق‌نوری، علی لاریجانی، قالیباف و باهنر

http://www.asriran.com/fa/pages/?cid=70424

معاون قالیباف برای حضور در ستاد میر حسین موسوی استعفا داد

http://www.farsnews.net/newstext.php?nn=8802020798

باهنر:
دنبال پیدا کردن خائن و محاکمه نباشیم !

http://www.jahannews.com/vdcd5n0j.yt09o6a22y.html

احمدی نژاد در جواب باهنر:
روغن ریخته نذر حضرت عباس میکنید.

آنهایی که می‌خواستند 8 یا 9 وزیر را بیاندازند تا روز آخر تمام تلاش خودشان را کردند
اما دولت توانست با رای بالایی نمایندگان به مسیر خود ادامه دهد
و من از نمایندگان ملت به واسطه کار دقیقشان تشکر می‌کنم.
تلاش کردند پروژه‌های شکست‌خورده انتخاباتی را در دوره رای اعتماد تکمیل کنند.
کسی نباید منتی را به دوش دولت و رهبری و مردم بگذارد.
هر یک از قوا وظیفه دارند که درست تصمیم بگیرند و در برابر تصمیم خود پاسخگو باشند.

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8806161363
http://www.jahannews.com/vdca0wni.49nme15kk4.html
http://www.rajanews.com/detail.asp?id=35871

جلایی‌پور، عضو مشارکت:
هاشمی و ناطق رهبر جریان سبزاند

http://www.jahannews.com/vdceen8f.jh8pxi9bbj.html
http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=880825067
http://www.rajanews.com/detail.asp?id=39820

محسن رضایی:
صندلی ریاست‌جمهوری، توهم مدیریت جهان را ایجاد کرده است !

http://www.donya-e-eqtesad.com/Default_view.asp?@=158814

رضایی:
من رییس جمهور باشم، اسراییل حمله نمی کند !

http://www.rajanews.com/detail.asp?id=28951

پرز:
اسرائیل دیوانه نیست که به ایران حمله کند

http://www.kayhannews.ir/Detail.aspx?cid=13786

ارگان مطبوعاتی رضایی پیشنهاد کرد؛
انصراف احمدی نژاد از انتخابات !
هرکسی را بهر کاری ساختند
کناره‌گیری از قدرت موجب محبوبیت دائمی می‌شود

http://www.jahannews.com/vdccosq0.2bqox8laa2.html

محسن رضایی پس از ثبت‌نام:
امروز احساس خطر کردم و برای نجات اقتصاد کشور به صحنه آمدم، من تحت تاثیر هیچ کس نیستم.
دانش‌جعفری، یار اصلی رضایی در انتخابات پیش‌رو، هنگام ثبت‌نام او را همراهی کرد.

http://www.donya-e-eqtesad.com/Default_view.asp?@=155810

مشاور حسن روحانی:
حسن روحانی، محسن رضایی، قالیباف و ولایتی
نامزدهای مورد نظر حامیان اصولگرای هاشمی رفسنجانی هستند.

http://www.kayhannews.ir/Detail.aspx?cid=10415

دولت ائتلافی سایت تابناک؛
ولایتی، قالیباف یا رضایی

http://www.tabnak.ir/pages/?cid=40676

محسن رضایی:
نباید به دنبال مافیای اقتصادی باشیم !

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8712211018

نمونه ای از ولایتمداری ! محسن رضایی؛

سردار رحیم صفوی، فرمانده اسبق سپاه:
مقام معظم رهبری اصرار به ماندن محسن رضایی در سپاه داشتند
ولی ایشان به ریاست جمهوری فکر میکرد !

قبل از این جابه جایی با دویست نفر از فرماندهان لشکرها و تیپ‎های سپاه در سال 1376 خدمت حضرت آقا رفتیم و ایشان در آن زمان دست به شانه آقای رضایی گذاشتند و فرمودند هم‎اکنون هم اگر بخواهم برای سپاه فرمانده انتخاب کنم آقای رضایی را برمی‎گزینم؛ بعد از این ماجرا ظاهرا آقای رضایی بازهم نامه نوشتند و یا حضورا خدمت مقام معظم رهبری رفتند و اصرار داشتند که با درخواست استعفای ایشان موافقت شود در حقیقت آقای رضایی خودشان را از مسئولیت سپاه کنار کشیدند حالا دلایلی برای خود حتما داشته‎اند که باید از خود ایشان سئوال شود.
ولی باید گفت که حضرت آقا مایل بودند که ایشان به فرماندهی سپاه ادامه دهند و آقای رضایی بنا به تفکرات خودشان به این نتیجه رسیدند که از فرماندهی استعفا دهند هرچند که بنده نیز مخالف استعفای ایشان بودم و ایشان از مدتی قبل به فکر کاندیداتوری ریاست جمهوری بوده‎اند ...

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8810210017
http://www.bultannews.com/pages/?cid=21136

طی نامه ای به رهبر معظم انقلاب عنوان شد:
استقبال محسن رضایی از بیانیه جدید میرحسین موسوی

http://www.asriran.com/fa/pages/?cid=95646

شریعتمداری: رضایی دسترسی سریع به بیت رهبری دارد نامه سرگشاده چرا؟!

حسین شریعتمداری
در پاسخ به دبیر مجمع تشخیص مصلحت:
نامه رضایی و بیانیه اخیر موسوی دو روی یک سکه هستند // فرد دیگری در پشت صحنه نامه رضایی به رهبری قرار دارد.

شریعتمداری با بیان اینکه محسن رضایی دسترسی سریع و آسانی به بیت رهبر معظم انقلاب دارد، بر این اساس نگارش این نامه به صورت "سرگشاده" را غیر ضروری دانسته و گفته که انتشار عمومی این نامه نشان می‌دهد که مخاطب نامه، مقام معظم رهبری نبوده بلکه نامه با هدف دیگری نگاشته شده است ...

«کسانی که به خدا و روز قیامت ایمان دارند هرگز با دشمنان خدا و رسول دوستی نمی کنند، هرچند که آن دشمنان پدران و فرزندان و برادران و خویشاوندان آنها باشند»
سوره مبارکه مجادله آیه 2

http://www.kayhannews.ir/881013/2.htm#other200
http://www.jahannews.com/vdcdoj0j.yt09j6a22y.html
http://www.rajanews.com/detail.asp?id=42200
http://www.inn.ir/newsdetail.aspx?id=32876
http://www.donya-e-eqtesad.com/Default_view.asp?@=190653

نامه اعتراض آمیز دوستان سابق محسن رضایی به او:
سرباز رهبر باید پیرو قائد خود باشد نه اینکه جلوتر حرکت کند

http://www.rajanews.com/detail.asp?lang_id=&id=42355
http://www.jahannews.com/vdcgtt97.ak9ut4prra.html

محسن رضائی:
همکاری با دولت ابدا

http://www.jahannews.com/vdcjy8ei.uqeoizsffu.html

پرفسور جیمز پتراس: مدعیان تقلب در انتخابات حتی یک برگ مدرک ندارند

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8804020439

***

خبرنگار واشنگتن تایمز:
هیچ سندی مبنی بر تقلب در انتخابات ایران وجود ندارد

http://kayhannews.ir/880501/14.HTM#other1411

***

ادعای موسوی: 19 میلیون رای دارم!
ادعای کروبی: 13 میلیون رای دارم!!!!!
ادعای رضایی: 9 میلیون رای دارم!!

اگر مجموع آرا را جمع بزنیم به عدد 41 میلیون میرسیم ...
نکته جالب اینکه؛ کل کسانی که در انتخابات شرکت کرده اند 39 میلیون نفرند ...
در این میان علاوه بر اینکه ملت به اینها بدهکار میشوند،
رایی هم برای احمدی نژاد در نظر گرفته نشده حتی رای خودش ! ...

***

مرعشی:
ما دزدیم؛ احمدی نژاد عرضه نداشت ما را بگیرد !

http://www.bultannews.com/pages/?cid=13255

***

احمد توکلی، منتقد اقتصادی دولت:
احمدی‌نژاد موفق شد خط انحرافی و فاسد از نظر فکری و مالی را تا حدودی از قوه مجریه بیرون کند.

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8803051716

احمد توکلی، منتقد اقتصادی دولت:
احمدی‌نژاد خط انحرافی و فاسد را از قوه مجریه بیرون کرد

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8802221423

***

مصباحی‌مقدم، منتقد اقتصادی دولت:
روزنه‌های مفاسد اقتصادی در دولت نهم بسته شد

http://www.farsnews.net/newstext.php?nn=8802261164

***

مهندس چمران:
احمدی‌نژاد در مناظره با موسوی مردم را با واقعیت ها بیشتر آشنا کرد

طرح مسائل مربوط به سیاست خارجی و مسائل مالی در مناظره احمدی نژاد و موسوی مردم را با این واقعیت بیشتر آشنا کرد که
سیاه نمایی‌‌ها و بزرگ نمایی‌ها علیه دولت او از جنس پروپاگاندای غربی است.

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8803150338

***

مهندس چمران:
کسانی که منافع خود را در خطر می‌بینند، علیه احمدی‌نژاد بسیج شده‌اند

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8803160331

***

تبدیل مناظره موسوی و کروبی به محاکمه غیابی احمدی‌نژاد

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8803171424

***

دکتر نادران:
جرم احمدی‌نژاد قطع کردن دست ویژه‌خواران از دولت است

http://www.jahannews.com/vdcipvaw.t1apu2bcct.html

***

احمدی نژاد گوشه کوچکی از مافیای قدرت و ثروت را افشا کرد

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8803140195

***

بروجردی،
داماد امام خمینی (ره):
برخی از روی کینه می خواهند پیشرفت های ایران را نادیده بگیرند

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8803150370


***

احمدی‌نژاد در مناظرات:
هر تخلفی از من یا خانواده‌ام دارید منتشر کنید.

در موضوع شهرداری آقای لاری می‌خواستند پرونده سازی کنند به من گفتند برو کنار
من گفتم هرچه از من دارید در روزنامه چاپ کنید
و الان هم به شما می‌گویم هر تخلفی از من یا خانواده من دارید در روزنامه‌تان چاپ کنید و پای آن مرد و مردانه بایستید.

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8803131265
فیلم مناظره؛
http://www.farsnews.com/media.php?nn=8803170010


***

متن کامل مقاله جیمز پتراس استاد دانشگاه بنیگامتون نیویورک:
تلاش واشنگتن جهت سرکار آوردن طبقات سرمایه‌دار در ایران

اپوزیسیون ایرانیِ مورد حمایت آمریکا قرار بود عملیات بی‌ثبات سازی را در انتخابات و خیابان‌های ایران، تا حد ممکن انجام دهند ...

قرار بود واشنگتن با به قدرت رسیدن روحانیون مخالف درایران، آنها را جهت اتحاد با متفقین استراتژیک آمریکا در میان لیبرال‌ها و دست‌راستی‌های طرفدار آمریکا زیر فشار قرار دهد ...

چند هفته پیش از انتخابات، تحقیق موشکافانه ای که توسط دو موسسه آمارگیر و محقق آمریکایی انجام شده بود نشان می‌داد که نتیجه انتخابات، حتی در استان‌های متعلق به قومیت‌ها که اپوزسیون مدعی تقلب در آنها بود، با نتیجه حاصل از آمارگیری بسیار نزدیک بود ...

بسیاری از دانشجویان و NGO های جامعه‌‌مدنی که در تظاهرات شرکت داشتند از بنیادها و NGO های ماورای بحار (آمریکا) - که خود نیز از جانب دولت آمریکا تامین بودجه شده بودند - پول دریافت داشته بودند ...

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8811061173

رهبر انقلاب در جمع مردم مازندران:
امام به کسی باج نداد من هم باج نمی دهم معارضان خود را از مردم بالاتر می‌دانند امروز هیچ‌کس نباید بگوید من تکلیف و مسوولیتی ندارم.

http://www.kayhannews.ir/881107/3.htm#other301
http://www.rajanews.com/detail.asp?lang_id=&id=43590
http://www.jahannews.com/vdcezn8o.jh8wvi9bbj.html
http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8811061089
http://www.donya-e-eqtesad.com/Default_view.asp?@=193912

رهبر انقلاب:
اگر اصحاب حق، راستگویی و ایستادگی کنند قطعا باطل شکست خواهد خورد.
http://www.farsnews.com/media.php?nn=8811061282

شنبه 4 اردیبهشت ماه سال 1389

جمعه 3 اردیبهشت ماه سال 1389
غروب اول اردیبهشت ماه سال ۱۳۵۹در بیمارستان پارس تهران سهراب سپهری دیده به جهان فرو بست، سپهری به علت ابتلا به بیماری سرطان خون در چنین روزی دار فانی را وداع گفت، سهراب فارغ از این که در عالم شعر و شاعری دستی بر آتش داشت و به عنوان یکی از چهره‌های شاخص این حوزه از سوی اهالی فن شناخته می‌شد، علاقه بسیار زیادی به فوتبال داشت. وی در دوران حیاتش بارها از علاقه‌اش به فوتبال سخن گفت و در حرکتی ماندگار با ارسال نامه‌ای به تحریریه هفته نامه کیهان ورزشی از علایق خود به رشته فوتبال گفت. به بهانه سالروز درگذشت شاعر نامی ایران زمین نامه وی به تحریریه کیهان ورزشی در خصوص مسائل فوتبالی به ویژه علاقه‌اش به تیم فوتبال پرسپولیس را بار دیگر با هم مرور می‌کنیم. سهراب سپهری در نامه خود به هفته نامه کیهان ورزشی این گونه می‌نویسد:"به مجله شما علاقمندم ، تنها نشریه فارسی است که می‌خوانم ، به اندازه کافی با کتاب‌ها و مجلات فرهنگی سر و کار دارم . آنچه می‌خوانم به قلمروی دیگر مربوط است ، چون کارم چیزی دیگر است ، حاشیه نروم ، حرف‌هایی دارم ، از حرف‌ها شروع کنم آن هم به ترتیب و در پی ارقام : 1- کلمه فوتبالیست را از کجا آورده‌اید ؟ در فارسی کلماتی ساخته‌ایم مثل "فیلمساز" ، در این جا ریشه یک فعل را گرفته‌ایم و دنبال یک واژه فرنگی گذاشته‌ایم. اما در ترکیب این کلمه تابع دستور زبان خودمان بوده‌ایم. شما "فوتبالیست" را از فرنگی‌ها گرفته‌اید و یا با ابتکار خود ساخته‌اید ؟ برای ما ساخته‌اید و یا به خاطر آنان؟ و تابع چه دستوری ؟ همینظور واژه "کلر" را ؟ 2- آیا بهتر نیست پاره‌ای را با حروف لاتینی هم بنویسید ؟ البته خوانندگان شما می‌دانند " جرج بست " را چگونه تلفظ کنند . اما "Everton" را چطور ؟ بارها شنیدیم که این نام را ارتون (به ضم الف و سکون را) تلفظ کرده‌اند. 3- نویسندگان شما گاه می‌نویسند "سنتر فوروارد" و گاهی "سانترفوروارد" . یک بار "بریان کید" و بار دیگر "بارایان کید" . آیا تلفظ کلمه‌ای واحد آن هم در این گونه موارد همیشه همان نیست ؟ 4- صبح شنبه در کیهان ورزشی می‌خوانیم که روز پیش تماشاگران امجدیه بیست و پنج هزار نفر بوده‌اند ، عصر در صفحه ورزشی روزنامه کیهان ، سخن از بیست هزار نفر در میان است. آیا برای تعیین ارقام درست راهی نیست؟ مگر تعداد بلیت‌های فروش رفته را نمی‌توان پرسید ؟ 5- قیمت بلیت‌های امجدیه بر چه مبنایی بالا و پایین می‌رود ؟ یک روز پنج شنبه بهای بلیت زیر جایگاه صد ریال است و درست فردای آن روز قیمت آن به دویست ریال می‌رسد ، چه حسابی در کار است ؟ اگر اهمیت مسابقه مطرح باشد پس با این همه تیم که بازی هرکدام در سطح خاصی است ، قیمت بلیت زیر جایگاه باید پنج ریال و پانصد ریال نوسان پیدا کند ، نکند عوامل جدی هم موثر باشد ، خودتان می‌دانید که در سرزمین‌های دیگر بهای بلیت مسابقات نمی‌تواند چنین نوسان‌های تند و نا به هنگامی داشته باشد. 6- چه می‌شد اگر ما بهای اشتراک بلیت‌های مسابقات را به فدراسیون و یا باشگاه‌ها می‌پرداختیم و آنها بلیت مسابقه را برای ما می‌فرستادند ، چه موانعی در سر راه موضوع اشتراک هست ؟ در کشورهای پیشرفته چه می‌کنند؟ 7- چرا بلندگوی امجدیه قبل از هر مسابقه (چه بزرگ و چه کم اهمیت) اسامی بازیکنان و داوران را اعلام نمی‌کند ، مگر این کار چقدر وقت گوینده را می‌گیرد؟ این را چطور باید یاد آوری کرد؟ 8- جمعه‌ها درست در همان وقتی که در امجدیه مسابقه فوتبال در جریان است ، تلویزیون ملی فیلم مسابقات فوتبال را پخش می‌کند. آیا مسئول برنامه ورزشی تلویزیون تا این حد از آن چه در زمینه ورزشی می‌گذرد بی خبر است ؟ و نمی‌داند که علاقه‌مندان واقعی برنامه او همان تماشاگران امجدیده‌اند ؟ اگر میسر است این را از مجله گوشزد کنید. 9- آیا بهتر نیست کیهان ورزشی هرهفته برنامه مسابقات فوتبال را به اطلاع خوانندگان خود برساند ؟ این کاری بود که در گذشته‌ها می‌کرد و کاری درست بود ، انگار جواب خود را باید در بی‌نظمی کار فدراسیون جستجو کنم؟ 10- مفسرین ورزشی که زیر جایگاه می‌نشینند تا آن جا که ما دیده‌ایم ، کمتر به جریان بازی توجه دارند ، حرف می‌زنند ، شوخی می‌کنند ، می‌خندند. تفسیر و گزارش آنان تا چه میزان می‌تواند دقیق باشد ؟ وقتی تمام دقایق بازی را در مجله‌ای شرح می‌دهند ، جز این که فکر کنم از روی نوار مسابقه نوشته‌اند چاره‌ای ندارم. آیا چنین نیست ؟ و یا این که من قادر نبودم در جمع پر هیاهوی خبرنگاران ، نویسندگان دقیق و تیزبین را هم زیر نظر داشته باشم؟ 11- چرا هیچ وقت کار یک داور را بررسی نمی‌کنید و همه جنبه‌های خوب و بد آن را باز نمی‌مایید؟ مگر انتقاد درست داوری مجاز نیست ؟ چه کس باید داور را به خوب و بدش آگاه کند ؟ اگر باز نمودن لغزش های یک داور اعتقاد مردم را نسبت به او سست می‌کند ، چه بهتر که این اعتقاد سستی گیرد. چرا باید مردم به داور بد ، اعتقاد بی‌جهت داشته باشند ؟ اما جنبه مثبت قضیه را هم در نظر باید گرفت. شاید انتقاد اصولی شما مددکار داور بود و قدرت داوری‌اش را افزونی دهد ، همیشه این تماشاگران نیستند که در سر راه داوری خوب ، سنگ می‌اندازند . مگر همین داور مسابقه تاج - عقاب (در روز جمعه اول بهمن ماه) اعصاب همه ما را در امجدیه به بازی نگرفت . از شما می‌پرسم ، اگر همین داور باز هم داوری یک مسابقه را به عهده بگیرد و سطح داوری‌اش همان باشد ، واکنش کیهان ورزشی چه خواهد بود ؟ تعبیر "داوری ضعیف" و یا "داوری پر سوت " ارزش انتقادی ندارد ، این را قبول کنید. 12- جزو مبانی انتخاب مرد فوتبال سال ، اخلاق و نیک رفتاری ، نیز به حساب آورده‌اید. اما فکر نمی‌کنید مرد فوتبال نمی‌تواند لزوما مرد اخلاق هم باشد ؟ چه بهتر که یک بازیکن خوب خصایص اخلاقی خوب هم داشته باشد ، اما شما می‌خواهید در عرصه فوتبال قهرمان اسطوره انتخاب کنید. توجه به شایستگی اخلاق انتخاب شما را مشکوک می‌کند. درست مثل این خواهد بود که تابلوی بد یک نقاش را به خاطر اخلاق پسندیده نقاش آن در خور ستایش بدانید ، با معیارهای اخلاقی ، نه هنر را می‌توان سنجید و نه ورزش را ، خود بهتر می‌دانید که چه بسیارند بازیکنان خوب که خشن و عاصی و پر خاشگرند . جرج بست چندان ملایم و نیک رفتار نیست. با این همه توپ طلایی می‌گیرد. وقتی که در چند شماره کیهان ورزشی نظریات مربیان و داوران را برای انتخاب مرد فوتبال می‌خواندم ، چند سوال را برای خود مطرح کردم : این آقایان متخصصان تا چه پایه در جریان مسابقات هستند ؟ آیا بستگی آنان به باشگاه خاص و یا دوستی شان با افرادی معین در اظهار نظرشان بی‌تاثیر بوده است ؟ آیا توجه به عامل اخلاقی نیز سابقه ورزشی پایه‌های این انتخاب را تا حدی سست نکرده است ؟ هیچ کدام از این آقایان به بازی خوب اکبر افتخاری توجه نداشته‌اند اما از مصطفی عرب نام برده‌اند که بازیکنی است متوسط ولی با انضباط و یا همایون بهزادی که در شرایط امروزی بازی‌اش ضعیف است . اگر انتخاب مرد فوتبال "سال" مطرح است ، انگار نباید روی سوابق یک بازیکن تکیه کرد. 13- با تعصب بی‌پایه چه باید کرد؟ هم راننده تاکسی طرفدار تیم پرسپولیس است. هم شاگرد بقال ، هم دانشجو و هم کارمند اداره . بسیار خوب ، هر کس می‌تواند علاقه‌اش را به چیزی ببندد، اما علاقه داشتن هم دلیل منطقی می‌خواهد. اهالی منچستر حق دارند طرفدار تیم های شهر خود باشند، مردم لیدز بجاست که تیم خود را دوست بدارند، ساکنان چلسی طبیعی است که بیش‌تر از تیم خود دفاع کنند . اما در شهر شما و من ، یک بت همگانی پیدا می‌شود، دلبستگی مسری است و طرفداری، اتفاقی و بی دلیل صورت می‌گیرد. خواهید گفت: چه اشکالی دارد؟ حرفی ندارد، اما وقتی که در امجدیه نشسته‌اید ، این طرفداری و تعصب محیطی نا مطلوب ایجاد می‌کند . و شما نمی‌توانید به دلخواه تماشا کنید . من هم مثل شما از تیم پرسپولیس بازی‌های خوبی دیده ام . اما سرانجام- مثل کسان دیگری که می‌شناسم - تصمیم گرفتم روزهایی که تیم پرسپولیس بازی دارد به امجدیه نروم. شور و هیجان تماشاگر چیزی گیرا و پسندیده است و اگر نباشد میدان ورزشی نه جان دارد و نه معنی ، تشویق بی حساب تماشاگران ، بچه‌های پرسپولیس را نمایشگر و شاید خود نما بار آورده است. اینان از تماشاگران آشنای خود کمبودی بزرگ دارند ، انگار احساس غریبی می‌کنند. وقتی که قیافه گریان همایون بهزادی را پس از مسابقه در مسجد سلیمان روی صفحه کیهان ورزشی دیدم ، با خودم گفتم چه چیز جز تر و خشک کردن تماشاگران تهرانی ، این بچه را چنین عزیز دردانه بار آورده است؟ زیاد نوشتم این را می‌دانم ، اما اگر بگویم این تنها نامه‌ای است که در تمامی عمرم به یک نشریه ورزشی نوشته‌ام ، شاید مرا از این اطناب معذور دارید.
پنجشنبه 2 اردیبهشت ماه سال 1389

شریعتمداری در ادامه دفاعیات خود به بخش های دیگری از شکایات شیرین عبادی پرداخت و در حالی که وکلای مدافع ایشان آشکارا سعی داشتند با قطع سخنان وی از ارائه اسناد حاکی از وابستگی و وطن فروشی موکل خود جلوگیری کنند، خطاب به آنان گفت؛ همه اسنادی که ارائه کرده و خواهم کرد برگرفته از سخنرانی ها، مصاحبه ها و اظهارات خانم شیرین عبادی، بیانیه های کمیته صلح نوبل و سایر حمایت کنندگان خارجی ایشان است، اگر نسبت به این اسناد حرفی دارید، بفرمائید و در غیر اینصورت، اجازه بدهید حرفم را بزنم. چرا از ارائه این اسناد به وحشت افتاده اید؟! مدیرمسئول کیهان سپس دنباله دفاعیات خود را از سر گرفته و گفت؛
ریاست محترم دادگاه و اعضای گرامی هیئت منصفه؛
3- خانم شیرین عبادی در بخش دیگری از شکایت خود، به کیهان اعتراض می کند که چرا ایشان را به حمایت از بهائیان متهم کرده است و در شکوائیه خویش، خطاب به دادستان محترم می نویسد «در کیهان مورخ 20/5/87 طی مقاله ای با عنوان «شیعه اما حامی بهائیان» مطلب به گونه ای تنظیم گردیده است که به خوانندگان القا نماید من از عقاید دینی بهائیت دفاع می کنم و حال آن که اولا؛ طبق اطلاعیه های رسمی قوه قضاییه، موکلین من به علت بهایی بودن دستگیر نشده اند، بلکه اتهام آنها حسب اعلام، امنیتی بوده است، ثانیا دفاع از موکلین مختلف با هر عقیده ای هرگز به معنای دفاع از عقاید موکلین نمی باشد، بلکه دفاع از حقوق قانونی و انسانی آنهاست. ثالثا؛ تنظیم خبر، نادرست و القایی می باشد تا به زعم خود ثابت کنند من از دین آباء و اجدادی خود دست برداشته ام.»
درباره این بخش از شکایت خانم شیرین عبادی به استحضار ریاست محترم دادگاه و اعضای محترم هیئت منصفه می رسانم که؛
الف: حمایت خانم عبادی از بهائیت و بهائیان غیرقابل تردید است که در بندهای بعدی دفاعیه خویش به مستندات آن خواهم پرداخت، اما، مطلب مورد استناد خانم شیرین عبادی یعنی خبر ویژه کیهان 20/5/87 با عنوان «شیعه اما حامی بهائیان» موضوع دیگری را دنبال می کند و این خبر ویژه برخلاف ادعای شاکی، به گونه ای تنظیم نشده است که حمایت خانم شیرین عبادی از بهائیت و بهائیان را اثبات کند، زیرا کیهان اسناد و مدارک آشکار و فراوانی در اختیار دارد که حمایت بی چون و چرای خانم عبادی از بهائیان و بهائیت - تاکید می کنم هم بهائیان و هم بهائیت - را اثبات می کند و بسیاری از این اسناد و شواهد نیز در روزنامه چاپ شده و به آگاهی مردم رسیده است، بنابراین نیازی به اشاره و تلویح و یا استفاده از کنایه و استعاره نداشته است.
و اما، تعجب آور است که چرا خانم شیرین عبادی و وکلای مدافع ایشان که تمامی نسخه های کیهان را برای یافتن نمونه های قابل شکایت شخم زده و کاویده اند، اخبار و گزارش های صریح کیهان درباره حمایت خانم عبادی از بهائیت را ندیده اند و تنها به مطلب مورد اشاره در شکوائیه بسنده کرده اند؟!
در خبر ویژه کیهان که شکایت خانم شیرین عبادی را در پی داشت، آمده بود، «در پی انتشار برخی اخبار درباره بهایی شدن دختر شیرین عبادی، وی خبر بهایی شدن دخترش را که مقیم کانادا است، تکذیب کرد و به رادیو آمریکا گفت: من به شیعه بودن خود و خانواده ام افتخار می کنم. عبادی همچنین درباره وکالت 7 تن از سران بهایی متهم به جاسوسی که در بازداشت به سر می برند مدعی شد من همیشه از متهمان سیاسی دفاع می کنم. من افتخار می کنم به شیعه بودن اما از بهائیان دفاع می کنم برای اینکه آنها حق دفاع دارند. این ادعای دوگانه در حالی مطرح می شود که عقاید انحرافی بهائیت در تقابل کامل با اعتقادات دینی شیعه است و معلوم نیست چگونه می توان هم شیعه بود و هم از اعضای فرقه ای ضداسلامی- به بهانه وکالت- دفاع کرد همچنان که دفاع نامبرده از هر کس که علیه نظام شیعی و مردمی جمهوری اسلامی اقدام می کند جای پرسش دارد.
چند روز پیش مرکز بهائیان موسوم به بیت العدل با انتشار گزارشی، از اقدامات عبادی تقدیر کرد و «حسن نیت، صداقت و شجاعت»! وی را ستود چرا که عبادی با برپایی کنفرانسی خواستار به رسمیت شناخته شدن حقوق بهائیان شده بود. گفتنی است رادیو آمریکا، از روزنامه کیهان به عنوان روزنامه ای که خبر بهایی شدن دختر شیرین عبادی را نقل کرده است یاد کرد و حال آن که کیهان به علت تردید در موثق بودن خبر مزبور از نقل و درج آن خودداری کرده بود.»
همانگونه که ملاحظه می فرمایید در خبر مورد اشاره، اظهارات خانم شیرین عبادی درباره شیعه بودن خود، با حفظ امانت درج شده ولی این اظهارات با تاکید ایشان بر دفاع از 7 بهایی متهم به جاسوسی و یا هر کس دیگری که علیه نظام شیعی و مردمی جمهوری اسلامی ایران اقدام کند، متناقض تلقی گردیده و در پایان خبر نیز به نکته ای اشاره شده که در حرفه مطبوعاتی «ارزش افزوده خبری» نام دارد و برای گویا کردن خبر به کار می رود. در این بخش چند سطری، آمده است که خانم شیرین عبادی قبلا با برپایی یک کنفرانس خبری، خواستار به رسمیت شناخته شدن حقوق بهائیان شده بود.
در خبر ویژه کیهان ادعای رادیو آمریکا که گفته بود کیهان از بهایی شدن دختر خانم شیرین عبادی خبر داده است، نیز تکذیب شده و آمده است «کیهان به علت تردید در موثق بودن خبر مزبور از نقل و درج آن خودداری کرده بود».
همانگونه که به استحضار رساندم، خبر یاد شده در پی طرح موضوع دیگری بوده است و در همان حال، برای اثبات حمایت ایشان از بهائیت و بهائیان اسناد و مدارک مستقل و جداگانه دیگری وجود دارد که به چند نمونه از آنها اشاره می کنم؛
ب: کمیته نروژی اهداکننده جایزه صلح نوبل بعد از اهدای این جایزه به خانم شیرین عبادی در سال 2003 میلادی، به روال همیشگی و مرسوم خود، با صدور یک بیانیه رسمی، برخی از دلایل و علل مورد استناد خود را که منجر به اهدای این جایزه به خانم شیرین عبادی شده است برمی شمارد.
در بخشی از این بیانیه رسمی که متن آن عینا از سایت کمیته صلح نوبل با آدرس اینترنتی WWWNOBELSE برداشت و ترجمه شده آمده است؛
«شیرین عبادی نماینده اسلام اصلاح شده است و در راستای تعبیر جدید از قوانین اسلامی بحث و جدل می کند. تعبیری که با حقوق حیاتی بشر، مثل دموکراسی، برابری در مقابل قانون، آزادی مذهبی و آزادی بیان هماهنگ است. درباره آزادی مذهبی باید متذکر شد که شیرین عبادی همچنین پشتیبان حقوق افراد جامعه بهایی است. جامعه ای که از زمان شکل گیری تاکنون با مشکل مواجه بوده است.»
حمایت خانم شیرین عبادی از بهائیان و بهائیت و نیاز اعضای- اکثرا صهیونیست- کمیته صلح نوبل به حمایت از این حزب صهیونیستی تا آنجاست که کمیته یاد شده در بیانیه خود به واژه کلی «آزادی مذهبی» بسنده نمی کند و در یک پاراگراف مستقل و جمله جداگانه و با بهره گیری از قید مخصوصا - ESPECIALLY- تاکید می ورزد که حمایت خانم عبادی از آزادی مذهبی، به ویژه شامل حمایت از بهائیان نیز می شود.
در این دادگاه علاوه برریاست ومستشاران وبرخی از اعضای هیئت محترم منصفه، تعداد دیگری از حقوقدانان نیز حضور دارند ومفهوم قید «بهائیان و بهائیت» بر واژه مطلق «آزادی مذهبی» را که دربیانیه رسمی کمیته صلح نوبل آمده است، می دانند. این قید، به وضوح نشان می دهد که منظور اصلی اهدا کنندگان جایزه صلح نوبل از «آزادی مذهبی» اصرار بر «بهائیت» است.
با توجه به این سند رسمی و انتشار گسترده آن، چگونه خانم شیرین عبادی حمایت خود از حزب صهیونیستی بهائیت را انکار می کند و کیهان را به خاطر اعلام این واقعیت تلخ و نفرت انگیز به دادگاه فرا می خواند؟!
این سند نشان می دهد که در سوابق ارسالی خانم شیرین عبادی برای کمیته صلح نوبل-RESUME- بر حمایت ایشان از بهائیت تاکید شده است و یا در گفت وگوی نهایی اعضای کمیته صلح نوبل با نامبرده حمایت وی از بهائیان یکی از شروط اصلی برای اهدای جایزه صلح نوبل به ایشان بوده است. بنابراین انکار خانم عبادی تعجب آور است.
ج: علاوه بر بیانیه رسمی کمیته صلح نوبل که تاکید خانم شیرین عبادی بر حمایت از بهائیان را یکی از اصلی ترین دلایل اهدای جایزه صلح نوبل 3200 به ایشان اعلام کرده است، خانم عبادی نیز در بسیاری از مصاحبه ها و سخنرانی های خود به صراحت بر حمایت خویش از بهائیان تاکید ورزیده و از این که حزب صهیونیستی یاد شده در ایران به رسمیت شناخته نمی شود، ابراز تاسف کرده است.
به عنوان نمونه- و فقط یک نمونه- باید به کنفرانس مطبوعاتی ایشان در مادرید اسپانیا اشاره کرد. خانم عبادی که به دعوت نخست وزیر اسپانیا برای شرکت و سخنرانی در «اجلاس ائتلاف تمدن ها» به اسپانیا سفر کرده بود بعد از ایراد سخنانی با عنوان «اسلام، حقوق بشر و مشارکت سیاسی زنان» در یک کنفرانس خبری شرکت می کند و در پاسخ به سؤال یکی از خبرنگاران درباره حقوق بهائیان در ایران، می گوید؛ «متاسفانه با وجود تمامی تلاش هایی که برای استیفای حقوق بهائیان در ایران صورت گرفته است، هنوز هیچگونه حقی برای آنان درنظر گرفته نشده است.»
در مهرماه سال 6138 خانم عبادی با برپایی یک کنفرانس مطبوعاتی در کانون غیرقانونی «مدافعان حقوق بشر» که ریاست آن را برعهده دارد، بر ضرورت استیفای حقوق بهائیان در ایران تصریح می کند که استقبال «بیت العدل» بهائیان در فلسطین اشغالی را به دنبال داشت. بیت العدل با صدور بیانیه ای «شجاعت» خانم شیرین عبادی را ستود و از ایشان به خاطر تلاش برای به رسمیت شناختن بهائیان در ایران قدردانی کرد.
حمایت از بهائیان به فراوانی در اظهارات خانم شیرین عبادی به چشم می خورد که شرح آن به درازا می کشد.
د: ریاست محترم دادگاه و اعضای محترم هیئت منصفه
اشاره به این نکته را برای روشن شدن بیشتر ماجرا ضروری می دانم که برخلاف تصور رایج، مثلا آنگونه که گروه موسوم به انجمن حجتیه می پندارد، بهائیت یک فرقه نیست، بلکه تمامی اسناد و شواهد و قرائن موجود به وضوح حکایت از آن دارند که بهائیت یک حزب سیاسی صهیونیستی است. حزبی که صهیونیست های دست اندرکار در دولت انگلیس با همکاری «پرنس دالگورکی» در امپراتوری روسیه تزاری، زمینه تاسیس آن را فراهم آوردند تا آنجا که قبل از اعلام آن، تعدادی از یهودیان با ترک شهرهای محل سکونت قبلی خود به نقاط دیگر کشور مهاجرت کرده و با ادعای مسلمانی، برای اعلام موجودیت رسمی این حزب در قالب و پوشش یک فرقه گوش به زنگ نشسته و بعد از اعلام موجودیت حزب صهیونیستی یاد شده به عنوان مسلمانانی که تحت تاثیر به اصطلاح «حقانیت»! فرقه مورد اشاره قرار گرفته اند به این حزب پیوستند.
نگاهی به برخی از اسناد تاریخی که تاکنون فاش شده و در دسترس است به وضوح نشان می دهد این حزب از آغاز تاکنون در خدمت آژانس بین الملل یهود بوده است و بعد از اشغال فلسطین و تشکیل دولت غاصب اسرائیل، مرکزیت این حزب تحت عنوان «بیت العدل» به شهر «حیفا» در فلسطین اشغالی منتقل شد و از آن هنگام تاکنون تمامی فعالیت های این حزب از مرکز «بیت العدل» و تحت نظارت و مدیریت مستقیم مقامات رژیم صهیونیستی انجام می پذیرد. امام راحل ما- رضوان الله تعالی علیه- از اولین کسانی بود که با نگاه تیزبین و ملکوتی خویش به این واقعیت پی برده و در جای جای بیانات پیامبرگونه خود از بهائیت با عنوان یک حزب صهیونیستی یاد فرموده اند.
اسناد موجود نشان می دهد که اعضای این حزب بی آن که هویت واقعی خود را فاش کنند و یا اینکه برای همه فاش کنند، پست های حساس و تعیین کننده در رژیم طاغوت را برعهده داشته اند و گروههایی مانند انجمن حجتیه، صرفنظر از بدنه آن نقش جریان موازی را در این ماجرا بازی می کرده اند.
مطابق اسناد باقی مانده از ساواک، برخی از سران انجمن حجتیه با ساواک در هماهنگی کامل بوده اند و در همان حال اعضای ساده لوح را با توهم مبارزه علیه بهائیت به دنبال نخود سیاه می فرستاده اند.
لطفا به اسناد یاد شده مراجعه فرمائید. علاوه بر هویدا، نزدیک به 31تن از اعضای کابینه وی بهایی بوده اند و این، افزون بر حضور بهائیان در ریاست و یا مدیریت های تعیین کننده برخی از سازمان ها و مراکز حساس نظیر صداوسیما و... بوده است.
مطابق اسناد موجود تمامی افراد یاد شده- بدون استثنا- از طریق سازمانی موسوم به «شبکه زیتون» که شاخه موساد در ایران بود با رژیم صهیونیستی در ارتباط بوده اند.
این توضیح مختصر از آن روی ضرورت دارد که می تواند از تاکید کمیته صلح نوبل و اذعان پی درپی خانم شیرین عبادی بر حمایت از حزب صهیونیستی بهائیت پرده بردارد و مفهوم این همه اصرار و تاکید را آنگونه که واقعا هست تعریف کرده و بنمایاند، وگرنه حمایت از بهائیان به عنوان یک فرقه نمی تواند در حد و اندازه ای از اهمیت باشد که به یکی از دغدغه های اصلی کمیته اعطاکننده جایزه صلح نوبل تبدیل شده و تعهد مکرر دریافت کننده این جایزه را در پی داشته باشد!
اصرار کمیته صلح نوبل و خانم شیرین عبادی بر حمایت از بهائیت را باید در این چارچوب ارزیابی کرد و به قول مرحوم سهراب سپهری؛
چشم ها را باید شست، جور دیگر باید دید.

پنجشنبه 2 اردیبهشت ماه سال 1389

چرا کمیته صلح نوبل شیرین عبادی را به پاپ ترجیح داد

شریعتمداری مدیر مسئول کیهان در ادامه دفاعیات خود گفت؛
ریاست محترم دادگاه و اعضای محترم هیئت منصفه
شکایت خانم شیرین عبادی از کیهان، آنگونه که در متن شکوائیه آمده و وکلای مدافع ایشان در اولین جلسه دادگاه مطرح کرده اند، شامل موارد زیر است که هر چند با یکدیگر رابطه ای ارگانیک و در هم تنیده دارند ولی به روال جاری و معهود دادگاه، هر یک را جداگانه و با ارائه شواهد و اسناد مربوطه پاسخ خواهم داد. این اسناد به وضوح نشان می دهد«خانم شیرین عبادی که صهیونیست ها و آمریکایی ها ایشان را بانوی صلح ایران»! لقب داده اند ، چه هویتی دارد!
1- در کیهان مورخ 2/6/87 مقاله ای با عنوان «اراذل و اوباش چه کسانی هستند»؟! به چاپ رسیده بود که یکی از موارد شکایت خانم شیرین عبادی از روزنامه کیهان است. در این مقاله به نمونه ای از سوابق خانم شیرین عبادی در وابستگی به رژیم خونریز و آمریکایی پهلوی اشاره شده و آمده بود که ایشان، خود را جان نثار شاه می دانسته و از قتل عام مردم قم توسط رژیم پهلوی در 19 دی ماه 1365 حمایت کرده است. درباره مقاله یاد شده و علت و انگیزه آن باید عرض کنم که؛
الف: روز دوشنبه 28 مردادماه 1387 در کانون غیرقانونی موسوم به «مدافعان حقوق بشر»! که خانم شیرین عبادی مسئول خودخوانده آن است یک نشست فوق العاده برپا می شود. موضوع این نشست «اتهامات وارده» است و افرادی نظیر ابراهیم یزدی، دبیرکل گروهک غیرقانونی نهضت آزادی، حسن یوسفی اشکوری، روحانی خلع لباس شده، هادی اسماعیل زاده، سارق اسناد زندان اوین در بدو انقلاب و چند تن دیگر از مدعیان اصلاح طلبی حضور داشتند و ریاست جلسه برعهده خانم شیرین عبادی بوده است. در این نشست خانم شیرین عبادی به مطالب کیهان درباره ایشان و برخی دیگر از مدعیان اصلاحات اشاره می کند و بی آن که برای اثبات ادعای خود مبنی بر غیرواقعی بودن اخبار و گزارش های کیهان دلیل و سندی ارائه دهد، اظهار می دارد «اگر مرا ترور کنند و به قتل برسم، روزنامه کیهان مسئول آن است»! و یکی دیگر از حاضران در جلسه کذایی می گوید؛
«پشت صحنه تمامی مطالبی که علیه خانم شیرین عبادی مطرح می شود، حسین شریعتمداری است»! در پایان این نشست که به قول خودشان نشست اضطراری بود، بیانیه ای صادر می شود. در این بیانیه از رسانه هایی نظیر روزنامه کیهان با عنوان «آشوبگر»! یاد می کنند و از دستگاه قضایی می خواهند که با این رسانه ها برخورد شده و از انتشار آنها جلوگیری شود!
بدیهی است که کیهان در واکنش به این اقدام کانون غیرقانونی مدافعان حقوق بشر حق شکایت داشت و خانم عبادی نیز برای اقدام مجرمانه ای که مرتکب شده بود و اتهام ناروایی که به اینجانب و روزنامه کیهان زده بود پاسخی نداشت، اما کیهان به روال همیشگی خود که در مقابل اینگونه اتهامات به پاسخ می نشیند، طی یادداشتی در تاریخ
2/6/87 با عنوان «اراذل و اوباش چه کسانی هستند»؟! ضمن رد ادعاهای خانم شیرین عبادی آورده بود؛
«این نخستین بار نیست که شیرین عبادی دستور خفه کردن رسانه های متعهد و خاموش کردن صدای اعتراض مردم انقلابی را صادر می کند و آنان را «آشوبگر» می نامد... ایشان در روزهایی که قیام زنان و مردان انقلابی شهر مقدس قم- 19 دی ماه 1356- به گونه ای وحشیانه از سوی رژیم آمریکایی شاه سرکوب شد نیز به حمایت از آن سرکوب وحشیانه و قتل عام بی رحمانه پرداخت». در ادامه آن یادداشت آمده بود؛
«شاید کمتر کسی سخنرانی های شیرین عبادی در آن روزها را به یاد داشته باشد. سخنرانی هایی که در آن از انقلاب و انقلابیون مسلمان ایران ابراز «تنفر و انزجار» می کرد و با لگدمال کردن پیکر زنان و کودکانی که در جریان قتل عام وحشیانه رژیم پهلوی به خاک و خون کشیده شده بودند، خود را «جان نثار شاه» و «آماده جانبازی» در راه شاهنشاه آریامهر می دانست.»
در همان مقاله خطاب به شیرین عبادی آمده بود؛
«امروز حق داریم به نمایندگی از آن مردان و زنان و کودکان به خون غلتیده که خویشان حقیقی ما هستند و به پیروی از مراد و مقتدایمان حضرت امام خمینی(ره) از شما دادخواهی کنیم که چرا یک «ملت مسلمان» را که خواستار رهایی از چنگال استعمار آمریکا و انگلیس و رژیم دست نشانده پهلوی بود، «عامل اجنبی» خواندید و چرا «انقلاب اسلامی» آنان را «آشوب طلبی» نامیدید؟ و طرفه آن که خود را «مدافع حقوق زنان و کودکان» نیز جا می زنید؟! مگر قتل عام هزاران زن و کودک مظلوم این مرز و بوم، تجاوز به حقوق زنان و کودکان نبود؟ و اگر بود- که بود- چرا از آن قتل عام وحشیانه حمایت کردید؟! و چرا امروز هم به همین ملت پشت کرده و بر سفره اربابان آمریکایی تان نشسته اید و همچنان از «اراذل و اوباش» واقعی که همجنس بازان و بهائیان و روسپیان و تروریست ها و اشرار خیابانی و بیابانی هستند، دفاع می کنید؟...»
ب: در پی چاپ این یادداشت، خانم شیرین عبادی ضمن شکایت از روزنامه کیهان تلاش کرد اظهارات خویش در حمایت از سرکوب و قتل عام مردم ایران و اعلام جان نثاری برای شاه را تکذیب کند و گفت و نوشت که هرگز چنین اظهاراتی را بیان نکرده است! و جالب آن که برای محکم کاری در تکذیب خبر کیهان طی مصاحبه ای با تظاهر به خشم و نفرت از رژیم سفاک پهلوی گفت؛ «مرده شور شاه را ببرند»!
با شناختی که از خانم شیرین عبادی داشتیم و داریم، تکذیب خبر مستند کیهان از سوی ایشان برایمان دور از انتظار نبود. از دروغگویی پرسیدند آیا در طول عمر شصت و چند ساله خود برای یک بار هم که شده، حرف راست زده ای؟ پاسخ داد اگر بگویم آری، دروغ دیگری گفته ام!
خانم شیرین عبادی در حالی خبر کیهان را تکذیب می کرد که اظهارات ایشان در شماره سوم بهمن ماه روزنامه رستاخیز، ارگان رسمی حزب «شاه ساخته» رستاخیز درج شده بود و ما این سند را که در آرشیو کیهان وجود داشت و نسخه ای از آن نیز خدمت ریاست محترم دادگاه تقدیم می شود، به دست چاپ سپردیم و در پاسخ به تظاهر خانم عبادی که گفته بود؛ «مرده شور شاه را ببرند»! خطاب به ایشان نوشتیم؛ سرکار خانم عبادی! مرده شور شاه را که چند ده سال پیش برده اند. اگر جرأت دارید، اعلام بفرمائید مرده شور بوش و شیمون پرز و نتانیاهو را ببرند. مگر قرار نیست فرزند زمان خود باشید؟!
ریاست محترم دادگاه و اعضای محترم هیئت منصفه!
ملاحظه می فرمائید که ادعای خانم شیرین عبادی در این بخش از شکایت ایشان بی پایه و اساس است و اگر قرار به پی گرد قضایی باشد، خانم شیرین عبادی به دلایل یاد شده قابل تعقیب هستند.
ج: برای آن که تابلوی روشن تری از ماجرای یاد شده ترسیم کرده باشم از محضر دادگاه محترم اجازه می خواهم به این نکته نیز اشاره کنم که آن روزها- بهمن ماه 56- خانم شیرین عبادی رئیس شعبه 24 دادگاه شهرستان تهران-و سپس رئیس دادگستری تهران- و مسئول «کمیته زنان دادگستری» بود. کمیته ای که تحت نظارت خانم «مهناز افخمی» وزیر مشاور و بهایی کابینه هویدا فعالیت می کرد. گفتنی است که خانم مهناز افخمی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی به آمریکا گریخت و از سوی «اشرف پهلوی» مأمور راه اندازی یک تشکیلات با هدف جمع آوری و سازماندهی سلطنت طلب های گریخته از کشور شد. این تشکیلات با عنوان «بنیاد مطالعات ایران» در واشنگتن آمریکا راه اندازی شد که «بنیاد اشرف پهلوی» نیز نامیده می شود. این بنیاد علاوه بر دروغ پردازی و توهم پراکنی علیه اسلام و انقلاب، کمک های مالی و تدارکاتی به ضدانقلابیون فراری را هم در دستور کار خود دارد. گروهک تروریستی «تندر»، گروهی که انفجار در حسینیه شیراز و چند عملیات تروریستی دیگر را برعهده داشت از جمله گروههای سلطنت طلب نزدیک و مرتبط با بنیاد مورد اشاره بوده است. خانم مهناز افخمی وزیر مشاور بهایی در کابینه هویدا هم اکنون در آمریکا مدیرعامل «بنیاد مطالعات ایران» یا همان «بنیاد اشرف پهلوی» است.
و اما، خانم شیرین عبادی- یعنی همان خانمی که آمریکایی ها و اسرائیلی ها ایشان را «بانوی صلح ایران»! می نامند- با بنیاد یاد شده و مدیرعامل آن خانم مهناز افخمی روابط بسیار نزدیکی دارد.
اشاره به این نکته نیز ضروری است که آقای احمدعلی مسعود انصاری در کتاب خاطرات خود با عنوان «پس از سقوط» چاپ بهار 1385 تصریح می کند؛ «بنیاد مطالعات ایران» با تخصیص بودجه یک میلیون و سیصدهزار دلاری اشرف پهلوی در واشنگتن تشکیل شد و پرویز ثابتی، سخنگو و مدیرکل امنیت داخلی ساواک برای اداره آن از موساد به سیا منتقل گردیده و در بنیاد یاد شده به کار گرفته شد و...
ارتباط خانم شیرین عبادی با مهناز افخمی و بنیاد یاد شده که از حامیان شناخته شده عملیات تروریستی است، اگر چه نفرت انگیز بوده و از سوی کسی که خود را «بانوی صلح»! می داند غیرقابل توجیه تلقی می شود، اما، به هیچ وجه قصد ندارم ایشان را به دست داشتن مستقیم- تاکید می کنم که مستقیم و نه غیرمستقیم- در عملیات تروریستی متهم کنم، چرا که اثبات حمایت ایشان از تروریست ها را به نقطه دیگری از این دفاعیه موکول می کنم. ولی در این نقطه با توجه به ماهیت بنیاد یاد شده و حضور عوامل نشان دار سیا و موساد در آن، زبان حافظ به کام می گیرم و خطاب به خانم شیرین عبادی می گویم؛
در خلوت مغانم دوش آن صنم چه خوش گفت
با کافران چه کارت، گر بت نمی پرستی؟
2- خانم شیرین عبادی در بخش دیگری از شکوائیه خویش، کیهان را به ایراد اتهامات ناروا و درج مطالب کذب علیه خود متهم کرده و خطاب به دادستان محترم نوشته است؛ «مدیرمسئول کیهان باید منابع مورد استناد خود را ارائه نماید».
ابتدا لازم می دانم برخورد «احتیاط آمیز» خانم عبادی را که ناشی از تجربیات چند ده ساله ایشان در حرفه وکالت و امور قضایی است «تحسین» کنم و از سوی دیگر به عنوان یک روزنامه نگار عرض کنم که کشف این «احتیاط»های رمزآلود و دوپهلو نیز بخشی از حرفه ما در کار روزنامه نگاری است. خانم عبادی مواردی نظیر دفاع از بهائی ها، حمایت از همجنس بازی، رابطه نزدیک با محافل صهیونیستی، دریافت جایزه صلح نوبل از طریق لابی صهیونیست ها، همراهی و همکاری با سرویس های اطلاعاتی دشمن علیه جمهوری اسلامی و دهها نمونه دیگر از این دست را که در کیهان آمده است با صراحت نفی نمی کنند، بلکه می فرمایند «مدیرمسئول کیهان باید منابع مورد استناد خود را به دادگاه ارائه دهد». چرا که خود می داند چه کرده است و حالا در پی آن است که بداند آیا کیهان نیز آنچه ایشان مرتکب شده است را می داند؟! پاسخ کیهان اما، مثبت است و برای همه آنچه درباره خانم شیرین عبادی نوشته و به مردم هشدار داده است، دلایل و اسناد غیرقابل انکاری در اختیار دارد. اگر چه امروزه با توجه به سوابق، مواضع و عملکرد برملا شده ایشان باید گفت؛ «چیزی که عیان است چه حاجت به بیان است»!
3- خانم شیرین عبادی نمی تواند حمایت خود از «همجنس گرایی» را نفی کرده و کیهان را به ایراد اتهام ناروا در این باره متهم کند. چرا که...
الف: بعد از اعطای جایزه صلح نوبل به خانم عبادی در سال 2003 میلادی، از آنجا که پاپ ژان پل دوم، رهبر کاتولیک های جهان نیز در فهرست نامزدهای دریافت کننده این جایزه قرار داشت، تصمیم نهایی کمیته صلح نوبل در انتخاب خانم شیرین عبادی در میان جمعیت ها و مراکزی که جریان اعطای جایزه صلح نوبل را دنبال می کنند، این پرسش آمیخته به تعجب شکل گرفته و به سرعت در رسانه ها منتشر شد که چرا با وجود نامزدی پاپ ژان پل دوم، جایزه صلح نوبل به شیرین عبادی تعلق گرفته است؟! در پی این پرسش که تکرار فراوانی داشت، سخنگوی سوئدی هیئت انتخاب کننده برندگان جایزه صلح نوبل در یک کنفرانس مطبوعاتی اعلام کرد؛
«جناب پاپ برای ما شخصیت قابل احترامی است و ایشان نیز نامزد دریافت جایزه صلح نوبل بوده اند، اما متاسفانه جناب پاپ ژان پل دوم با همجنس گرایی و بارداری قبل از ازدواج زنان مخالفند، بنابراین نمی توانستیم جناب پاپ را انتخاب کنیم»!
همانگونه که ملاحظه می فرمائید، حمایت خانم شیرین عبادی از همجنس گرایی به اندازه ای غلیظ و پررنگ بوده است که کمیته صلح نوبل علی رغم امتیازات بیشتر پاپ- البته از نگاه کمیته یاد شده و نه از نگاه انسانی و اخلاقی- و در حالی که افکارعمومی برای دریافت جایزه صلح نوبل روی پاپ متمرکز شده بود، خانم شیرین عبادی را، آنهم با استناد به این، به اصطلاح «امتیاز»! که حامی همجنس گرایی است، برمی گزیند!
ب: در مهرماه سال 1382- اکتبر سال 2003، شبکه تلویزیونی CNN آمریکا طی برنامه ای مستند به تحلیل چگونگی اعطای جایزه صلح نوبل 2003 به خانم شیرین عبادی می پردازد. خانم کریستین امان پور، مجری برنامه در بخشی از گزارش خود توضیح می دهد «این که نوبل امسال به پاپ ژان پل دوم رهبر کاتولیک های جهان نرسید، خیلی ها را به تعجب واداشت، چون از دو سه ماه قبل، پاپ به عنوان اصلی ترین کاندیدای دریافت جایزه صلح نوبل 2003 معرفی شده بود، اما، ظاهراً در رأی گیری نهایی موفق به کسب آراء لازم نشده است» مجری برنامه در ادامه گزارش خود توضیح می دهد «البته طبیعی هم بود که نروژی ها با این انتخاب مخالف باشند. مخالفت پاپ با رابطه جنسی قبل از ازدواج، بارداری های غیررسمی و مخصوصاً مخالفت ایشان با همجنس گرایی از پاپ، شخصیتی متعصب و مخالف آزادی های فردی ساخته است. به ویژه در کشوری مانند نروژ که بیست و پنج سال است در راه آزادی و صلح جهانی فداکاری کرده است»!
ج: روزنامه انگلیسی ایندیپندنت نیز در شماره 11 اکتبر 2003 خود روی همین نکته به عنوان علت اصلی ترجیح شیرین عبادی به پاپ تاکید می کند و...
د: خانم شیرین عبادی که برای انتشار نسخه آلمانی کتاب خاطراتش به برلین سفر کرده بود، در یک کنفرانس مطبوعاتی -19 آوریل 2006/فروردین 1385- به پرسش های مختلف خبرنگاران پاسخ می گوید خانم عبادی در پاسخ به سوال خبرنگاری که نظر ایشان را درباره همجنس بازی پرسیده بود، اظهار می دارد که «درباره همجنس گرایی باید بگویم که الان در ایران به موجب قانون برای همجنس گرایان مجازات های سختی وجود دارد. اینچنین مجازات های سنگینی در دنیای حقوق بشر جایز نیست»! خانم عبادی در ادامه سخنان خود، اظهارنظری می کند که در عصر علم و دانش و تخصصی بودن علوم، تعجب آور است و البته، کمی تا قسمتی هم خنده دار، ایشان برای اثبات - شما بخوانید توجیه- نظر خود درباره ضرورت آزادی همجنس گرایی می گوید «امروزه علم ثابت کرده است که همجنس گرایی یک مساله ژنتیک است(!!). بنابراین تعیین مجازات برای کسی که در ایجاد ژن هیچ نقشی نداشته، چه معنایی می تواند داشته باشد.»!!
شما را به خدا بفرمائید این نظریه مشعشع و علمی!! خانم شیرین عبادی را در کدام مرکز علمی و آکادمیک به پشیزی می خرند؟! کاش این نظریه علمی!! در دوران قوم لوط ثابت شده و به حضرت لوط علی نبینا و علیه السلام نیز ابلاغ شده بود تا آن قوم فلک زده به خاطر اعمال زشت و شنیعی که انجام می دادند، دچار عذاب الهی نمی شدند!... یکی از نتایج نظریه علمی خانم عبادی آن است که خدای علیم و خبیر و رحمان و رحیم نیز -نستجیربالله- از این پدیده علمی بی خبر بوده است!... چند سال قبل، یکی از مدعیان اصلاحات و از هم پیمانان کنونی خانم شیرین عبادی در فتنه اخیر، در جریان کنفرانس معروف برلین طی مصاحبه ای گفته بود؛ «مشکل دموکراسی در ایران، آن است که در این کشور هنوز خدا نمرده است»!!
اگر اهدای جوایز علمی نوبل هم مثل جایزه صلح نوبل، بی در و پیکر باشد - که هست - حق آن بود که به خانم شیرین عبادی علاوه بر جایزه صلح نوبل، جایزه نوبل در رشته فیزیولوژی و پزشکی را هم اهداء می کردند!
هـ: خانم شیرین عبادی که در اسفند ماه سال 87- مارس 2008- به دعوت نخست وزیر اسپانیا برای شرکت در نخستین اجلاس ائتلاف تمدن ها به مادرید رفته بود، طی سخنانی در مرکز فرهنگی خانه آسیا- شعبه مادرید- وابسته به وزارت خارجه اسپانیا، از مجرمانه بودن همجنس گرایی در ایران ابراز تأسف کرده و می گوید «متاسفانه در ایران به لحاظ قانونی، همجنس گرایی جرم تلقی شده و برای آن مجازات های سنگین در نظر گرفته اند».
ریاست محترم دادگاه و اعضای محترم هیئت منصفه؛ آیا اسناد ارائه شده در حمایت و دفاع خانم شیرین عبادی از عمل زشت و نفرت انگیز همجنس گرایی کمترین تردیدی باقی می گذارد؟
جرم بزرگتر خانم عبادی آن است که همه جا در مجامع بین المللی و رسانه های آمریکایی، اروپایی و صهیونیستی، خود را نماینده زنان مسلمان ایران معرفی می کند! آیا زنان و دختران مسلمان این مرز و بوم که به عفاف و پاکدامنی زبان زدند و حتی زنان و دختران پیرو سایر ادیان الهی در ایران با خانم شیرین عبادی درباره همجنس گرایی هم عقیده هستند؟! و آیا مسئولان محترم نباید با تعقیب قضایی خانم عبادی از شخصیت توده های عظیم زنان پاکدامن و فرهیخته ایران دفاع کنند؟!
اینجانب در ادامه دفاعیات خود با ارائه شواهد و قرائن و اسناد غیرقابل انکار دیگر به این واقعیت تلخ اشاره خواهم کرد که یکی از اصلی ترین اهداف آمریکا و اسرائیل از اعطای جایزه صلح نوبل به خانم شیرین عبادی، تحقیرشخصیت زن ایرانی بوده است. به این منظور که با ارائه و معرفی خانم عبادی به عنوان نماینده زنان ایرانی، مانع از الگوبرداری زنان سایر کشورهای اسلامی از شخصیت برجسته و فرهیخته زن ایرانی شوند. دغدغه ای که طی سی و چند سال گذشته برای نظام سلطه و غارتگر جهانی به کابوس وحشتناکی تبدیل شده است. در این باره به اقتضای موارد شکایت خانم عبادی اشاره بیشتری خواهم داشت. ان شاءالله.

پنجشنبه 2 اردیبهشت ماه سال 1389

اینجا که ایستاده ام جای شاکی است یا متهم ؟ !

اشاره: از امروز متن کامل دفاعیات مدیرمسئول کیهان در پاسخ به شکایت های متعدد شیرین عبادی در چند شماره به چاپ خواهد رسید. این دفاعیات روز یکشنبه 29/1/89 در جلسه علنی 4 ساعته دادگاه مطبوعات که به ریاست قاضی مدیرخراسانی و با حضور اعضای هیئت منصفه و 4 تن از وکلای شیرین عبادی و نیز وکلای چند تن دیگر از شاکیان روزنامه کیهان برپا شده بود، مطرح گردیده است. بعد از اعلام رسمیت دادگاه، آقای صالح نیکبخت به عنوان وکیل جدید «انجمن دفاع از حقوق زندانیان»! که ادعا می کرد روز قبل از سوی انجمن یاد شده وکالت گرفته است پشت تریبون رفت. این در حالی بود که پرونده شکایت عمادالدین باقی و انجمن مزبور در جلسه قبلی دادگاه مطرح شده و بعد از طرح شکایت از سوی دو وکیل مدافع شاکی، حسین شریعتمداری به اتهامات وارده پاسخ داده و اسناد غیرقابل انکاری از همراهی این انجمن با گروههای تروریستی ارائه کرده بود- که متن کامل آن در کیهان به چاپ رسیده بود- بنابراین طرح مجدد همان شکایت غیرقانونی به نظر می رسید، چرا که اگر آنچه صالح نیکبخت در پی مطرح کردن آن بود، همان مواردی بود که در شکایت قبلی مطرح شده، طرح مجدد آن وجاهت قانونی نداشت و چنانچه در پی طرح موارد جدیدی بود، مطابق قانون بایستی ابتدا به عنوان یک شکایت جدید به دادستانی ارجاع شده و بعد از تفهیم اتهام به دادگاه فرستاده شود. ولی دادگاه به دلیلی که توجیه قانونی آن بر ما پوشیده است به وی اجازه طرح دعوا داد و هنگامی که صالح نیکبخت اظهارات خود را شروع کرد به وضوح معلوم شد که تکرار همان ادعاهای قبلی است. وی نزدیک به یک ساعت از وقت به دست آمده را به فحش های رکیک علیه مدیرمسئول کیهان اختصاص داد و بدون توجه به تذکرات چندباره رئیس دادگاه و اعضای هیئت منصفه که از وی می خواستند فقط به شکوائیه بپردازد و از فحش های رکیک صرفنظر کند، به فحاشی و ناسزاگویی ادامه داد و تنها چند دقیقه از وقتی که با سخاوت دادگاه به دست آورده بود را به طرح شکایت- آنهم شکایتی که قبلاً مطرح شده بود- اختصاص داد.
شریعتمداری بعد از سومین تذکر دادگاه به صالح نیکبخت برای متوقف کردن ناسزاگویی، از رئیس دادگاه اجازه خواست و گفت؛ اجازه بدهید فحاشی کند، این ناسزاها برای من تازگی ندارد و تمامی آنها بدون استثناء طی چند سال گذشته از سوی رادیوهای بیگانه و گروههای ضدانقلاب مخصوصاً رادیو اسرائیل و منافقین نثار اینجانب و کیهان شده است، ملاحظه می فرمائید که ایشان از شدت عصبانیت می لرزد و ظاهراً مأمور به این فحاشی هاست.
بسیاری از خوانندگان از کیهان خواسته اند متن کامل فحاشی 51 دقیقه ای صالح نیکبخت را از نوار صوتی که در اختیار دارد پیاده کرده و بدون کم و کاست به اطلاع مردم برساند تا بر همگان آشکار شود مدعیان اصلاحات و حامیان گروهک های تروریستی وقتی از استدلال باز می مانند چگونه زبان به فحاشی و ناسزا می گشایند.
¤¤¤
بعد از اظهارات صالح نیکبخت، رئیس دادگاه از شریعتمداری برای ارائه دفاعیات خود دعوت کرد. مدیرمسئول کیهان پرسید آیا می تواند به اظهارات صالح نیکبخت پاسخ دهد؟ و بی آن که فحاشی های او را درخور جواب بداند، نمونه های مستندی از وابستگی انجمن موسوم به حمایت از زندانیان به کشورهای بیگانه و سوابق برخی از آنها، از جمله آقای صالح نیکبخت ارائه دهد؟ که رئیس دادگاه از مدیرمسئول کیهان خواست به دفاعیات خود درباره شکایت شیرین عبادی بپردازد و از حق قانونی خود برای پاسخگویی به اظهارات صالح نیکبخت در جلسات بعدی استفاده کند.
متن دفاعیات شریعتمداری
ریاست محترم دادگاه و اعضای محترم هیئت منصفه
با عرض سلام؛
ابتداء اجازه می خواهم به استحضار برسانم در پرونده پیش روی اگر چه خانم شیرین عبادی و اینجانب به ترتیبی نامرتب و متأسفانه معکوس در جایگاه شاکی و متهم قرار گرفته ایم و دادگاه برای رسیدگی به شکایت های چندجانبه ایشان از روزنامه کیهان در جریان است، ولی داستان به مراتب فراتر از آن است که در نگاه اول به نظر می آید. در جلسه پیشین دادگاه یکی از وکلای محترم خانم عبادی با استناد به این که موکل ایشان یک شخصیت بین المللی است، پرونده را در مقیاس «ملی» ارزیابی کردند که با نظر ایشان درباره «ملی» بودن پرونده موافقم و ماجرای مورد مناقشه را نمایه ای گویا از یک کارزار تمام عیار می دانم که بیرون از دادگاه میان دشمنان تابلودار جمهوری اسلامی ایران و مردم خون داده و خون دل خورده این مرز و بوم در جریان است و این که هر یک از دو سوی پرونده در کدام جبهه ایستاده اند، نکته ای است که انشاءالله در خلال دفاعیاتم به آن خواهم پرداخت. البته با این بخش از نظر وکیل مدافع محترم که خانم شیرین عبادی را یک شخصیت برجسته بین المللی می دانند، موافق نیستم و این ادعا را مصداق بزرگ نمایی و نمونه ای از ترفند معروف دمیدن در «بادکنک»ها می دانم. شگردی که در عمر سی و چند ساله انقلاب اسلامی بارها به کار گرفته شده و همیشه نیز نتیجه معکوس داشته است. این هم شاید یکی دیگر از اشتباهات فاحش دشمنان است که فرق هندوانه و بادکنک را نمی دانند و هر دو را به شرط چاقو می فروشند!
ریاست محترم دادگاه و اعضای محترم هیئت منصفه
اگر مواضع و عملکرد خانم شیرین عبادی محدود به شخصیت حقیقی ایشان بود به یقین در این دادگاه زبان به کام می گرفتم و در کیهان نیز قلم به نیام می کشیدم زیرا نه ایشان را در حد و اندازه ای می دانم که گفتار و رفتارش را بر صفحه روزنامه بنگارم و نه خود و همکارانم را تا آن اندازه فارغ البال تلقی می کنم که مواضع ایشان بخشی از دغدغه های خاطرمان باشد. اما، به صراحت می گویم و با اسنادی که ارائه خواهم کرد جای کمترین تردیدی باقی نمی ماند که خانم شیرین عبادی برانگیخته بیگانگان است که فقط شناسنامه ایرانی دارد. این سخن صریح را اهانت تلقی نفرمائید که واقعیتی تلخ، اما غیرقابل انکار است و صدها شاهد و قرینه و سند که به آن اشاره خواهم کرد از درستی این پدیده نادرست حکایت می کند. اهانت را خانم شیرین عبادی مرتکب شده و می شود که مردم مسلمان و پاکباخته این مرز و بوم را تنها به این جرم که با تکیه بر آموزه های دینی در مقابل نظام سلطه بین المللی ایستاده اند، فریب خورده! می نامد. و آنان را ملامت می کند که چرا «همجنس بازی» را قدر نمی دانند! و دخترانی را که قبل از ازدواج باردار شده اند، بر صدر نمی نشانند! از این که حزب صهیونیست ساخته بهائیت در کشور به رسمیت شناخته نمی شود، تأسف می خورد! با رژیم وحشی و کودک کش اسرائیل و دزد اعضای بدن فلسطینی های اسیر و مردم زلزله زده هائیتی همصدا می شود. دست گدایی در کاسه خون گرفته قاتلان مرد و زن و کودک افغانی و عراقی دارد. به جان نثاری خود برای شاه معدوم افتخار می کند. قتل عام مردم وطن خویش به دست جلادان رژیم خونریز پهلوی را تلاش اعلیحضرت همایونی برای مقابله با اراذل و اوباش می داند و... این همه، البته همه آنچه که هست و باید گفته شود نیست، بلکه واگویه بخشی از هویت خانم شیرین عبادی به زبان خود ایشان است و نه گفته این و نوشته آن که قابل خدشه باشد و درخور درنگ!
آنچه کیهان درباره هویت خانم شیرین عبادی نوشته و شکایت ایشان را در پی داشته است فقط مشتی از خروارها و اندکی از بسیارهاست که وقتی پای دفاع از مردم مظلوم و نظام اسلامی مظلوم تر از آن در میان باشد- که بوده و هست- نباید و نمی توانست ناگفته بماند.
ریاست محترم دادگاه و اعضای محترم هیئت منصفه
گناه کیهان چیست؟ و من به چه جرمی در جایگاه متهم ایستاده ام؟ ماده 5 قانون مطبوعات تصریح می کند که «کسب و انتشار اخبار داخلی و خارجی به منظور افزایش آگاهی عمومی و حفظ مصالح جامعه، حق قانونی مطبوعات است» و تبصره یک ذیل همان ماده برای مسئولانی که مانع از ایفای این حق قانونی مطبوعات شوند، مجازات زندان از 6 ماه تا 2 سال و در صورت تکرار، انفصال دایم از خدمات دولتی را در نظر گرفته است. اکنون سؤال این است که آیا اطلاع رسانی کیهان درباره هویت خانم شیرین عبادی با شرحی که گذشت و مواردی که در پی خواهد آمد، مصداق «افزایش آگاهی عمومی به منظور حفظ مصالح جامعه» نیست؟ جرم کیهان فقط آن است که خیلی زودتر از دیگران به هویت خانم شیرین عبادی پی برده و درباره آن به مردم و مسئولان هشدار داده است. آیا شکایت خانم عبادی از کیهان و احضار اینجانب و محاکمه در جایگاه متهمان مصداق این بیت از غزل لسان الغیب شیراز نیست؟ آنجا که می سراید؛
جای آن است که خون موج زند در دل لعل
زین تغابن که خزف می شکند بازارش

پنجشنبه 2 اردیبهشت ماه سال 1389

گفت: یکی از سران فتنه به دوستانش گفته است اگر می دانستم ماجرا چند ماه طول می کشد و به هیچ جا نمی رسیم همان روزهای اول خودم را کنار می کشیدم!
گفتم: همه شتردزدها هم، اول از تخم مرغ دزدی شروع کرده اند!
گفت: چه عرض کنم؟!
گفتم: از یارو پرسیدند چی شد که معتاد شدی؟ گفت؛
با بر و بچه ها قرار گذاشتیم روزهای تعطیل، تفریحی بکشیم.
ولی از شانس بد، خوردیم به تعطیلات نوروز و...

سه شنبه 24 فروردین ماه سال 1389
علی مطهری از جمله چهره هایی بود که در ماههای بعد از انتخابات کوشید تا جدال تمام قامت اقلیت معترض به نظام را به دعوای میان دو جناح تقلیل دهد و این همه را به مناظره های انتخاباتی و حرف و حدیث های مطرح شده در آن برنامه مربوط سازد. آن روز به این بهانه او به نقد رویکردهایی پرداخت که خود اکنون در چرخشی درخور توجه رادیکاله شده آن را در پیش گرفته است.

به گزارش رجانیوز علی مطهری معتقد بود که احمدی نژاد نباید در مناظره ها حرف از هاشمی می زد. می گفت باید به آقای هاشمی حق داد! چرا که او در جریان انتخابات، مظلوم واقع شده است و اگرچه از آقای احمدی‌نژاد انتظار عذرخواهی داشته، اما چنین نشده است.

مطهری در اظهارنظری جالب و معنادار هاشمی را روحانی مبارز، حکیم و معتدل نامید و احمدی نژاد را سیاستمداری زیرک و لجوج! و این نشان از آن داشت که گویی منازعات سیاسی، موضع گذشته مطهری را هم دستخوش تغییر کرده و او دیگر آن گونه که در مورد هاشمی می اندیشید، اکنون نمی اندیشد.

علی مطهری در حالی از هاشمی با عنوان یک چهره معتدل و مظلوم یاد کرد که خود او پیشتر در مصاحبه هایش به هاشمی و خانواده هاشمی تاخته بود. آن سال هایی که هنوز خط کشی های اخیر بروزی نداشت این علی مطهری بود که در قامت یک چهره انقلابی تکنوکرات ها را نقد می کرد و به پدیده آقازادگی می تاخت و اکنون البته او موضوع نقدش متفاوت شده است و موضوع جانب داری هایش نیز.

مطهری پیش تر در نقد دوران هاشمی گفته بود:«ورود و دخالت اقوام رییس‌جمهور(هاشمی) در تمام شئون سیاسی و اقتصادی واقعا درست نبود. اینکه اینها بیایند در اکثر مراکز حساس اقتصادی مسلط شوند، این چه دلیل موجهی دارد؟ مثلا در وزارت نفت آنجایی که باید معاملات مهم انجام شود حتما باید از نزدیکان ایشان باشد.»

مطهری البته علت احتمالی استفاده از نزدیکان در برخی پست ها را اطمینان و اعتماد آقای هاشمی دانسته اما در ادامه گفته بود:«تا یک حدی این استدلال قابل قبول است. مثلا اینکه پسرشان رییس دفترشان باشد؛ ولی حالا حتما باید "کیش" هم "دست اینها" باشد، وزارت نفت هم "زیر نفوذ اینها" باشد، فلان کارخانه خودروسازی هم "مال اینها" باشد و انحصار صادرات فلان محصول "در اختیارشان" باشد؟ اینها هم توجیه امنیتی دارد؟ اینها را که دیگر نمی‌شود براساس مصالح ملی توجیه کرد.»

او همچنین گفته بود که باب حمله به مقدسات نیز از خانواده هاشمی و نقش آفرینی های یکی از فرزندان او آغاز شده است:«خب، وقتی یک خانواده‌ای اینقدر دست‌شان در امور اقتصادی و قدرت سیاسی باز باشد، کم‌کم جسارت پیدا می‌کنند و متعرض امور مقدس هم می‌شوند. مثلا دختر ایشان به چه مجوزی باید آزاد باشد که احکام اسلام را به راحتی زیر سوال ببرد؟ خب این خانم در آن روزنامه‌ای که داشت خیلی راحت نوشت چرا باید دیه مرد دو برابر زن باشد یا چرا حکم اثر چنین و چنان است؟ اصلا باب حمله به مقدسات از آن موقع باز شد و اینها فسادهایی بود که از آن وقت جان گرفت و در جامعه گسترش پیدا کرد.»

علی مطهری با همین سابقه دیدگاهها، بعد از انتخابات به نوعی داعیه حمایت از هاشمی را برداشت. اما آنچه اهمیت دارد موضوع نقد او درخصوص مناظره هاست. مطهری معتقد بود حرف هایی در مناظره ها مطرح شده که در دادگاه اثبات نشده است و این حرف هاست که همه بلواها را به پا کرده؛ یعنی بخش کوچکی از همان حرف هایی که خود مطهری پیشتر به نوعی در مصاحبه هایش بر درستی شان اذعان کرده بود، مسئله ساز شده است.

و اکنون همان کسی که احمدی نژاد را به خاطر اظهار برخی مسائل در مناظره تلویزیونی بدون حکم قضایی محکوم می کرد، خود در خصوص رحیمی بی پروا سخن می گوید، در مورد او حکم صادر می کند و موضع گیری برخی دیگر را نیز خواستار می شود!

اینکه رحیمی مرتکب تخلفی شده یا نه چیزی است که خود قطعا باید پاسخگو باشد و حرفی هم در پیگیری قانونی موضوع نیست. اما حرف این است که رطب خورده نمی تواند منع رطب کند. اگر بدون حکم قضایی می توان درخصوص افراد سخن گفت، چرا به آنچه احمدی نژاد در مناظرات گفت، خرده گرفتید و اگر نمی توان گفت چرا خود اکنون می برید و می دوزید و حکم هم صادر می کنید؟!!

علی مطهری البته مواضعی مثل مواضعش در جریانات بعد ازانتخابات بسیار دارد. مواضعی بعضا خارق العاده و شگفتی ساز که ریشه در تحلیل های نادرست دارد و طی سال های اخیر نگاه مردم و دانشجویان را نسبت به او تغییر داده و واقع بینانه تر کرده است. مواضع او نسبت به جریان فتنه نمودی از این همه بود. درست به همین دلیل است که دیگر شاید نتوان بر او چندان خرده گرفت.

سه شنبه 24 فروردین ماه سال 1389

 

 
 
،جبهه دوم خرداد که پس از کاندیداتوری میرحسین موسوی و شکل گیری جریان سبز با چند پارگی مواجه بود،اینک برای ادامه فعالیت سیاسی خود با معضل لیدری و رهبری مواجه شده است.
از یک سو سید محمد خاتمی گرچه از میرحسین موسوی حمایت هایی را داشته اما از بکار بردن جریان سبز تاکنون امتناع کرده و در اظهارات و مواضع خود همواره بر جریان اصلاحات تاکید دارد.اظهارات اخیر وی مبنی بر تهیه جزوه برای اصلاحات از تلاش های پنهان وی حکایت دارد که برابر آن اصلاحات ریشه دارتر از جریان سبز بوده و فراز و فرودهای بسیاری را طی کرده و به ثبت رسیده و دارای پایگاه اجتماعی وسیع تری نسبت به سبزها می باشد.گفته می شود خاتمی قرار است از طریق بنیاد باران به شکلی جدی تر لیدری جریان اصلاحات را پی گیری و دنبال نماید.
از دیگر سو موسوی و کروبی نیز معتقدند جریان سبزی که آنان متولی آن هستند پوست اندازی جریان اصلاحات بوده و پراگماتیست تر(عملگراتر) از جریان اصلاحات می باشد.این جریان که با انتقادهای درونی بسیاری در میان طیف اصلاحات روبرو بوده برای وزن کشی نزدیکی و لابی با یکی از چهره های سیاسی کشورمعروف به بازیگر پنهان را برای فعال ساختن وی جهت رایزنی با اصلاح طلبان و پذیرش وزن این جریان را در دستور کار خود قرار داده است.
اما جبهه دوم خرداد تنها با این دو جریان روبرو نیست.جریانی بیرون از این طیف به همت بازیگر پنهان تلاش دارد که هر دو این مجموعه را تحت رهبری سید حسن خمینی درآورده و تفویض رهبری دوم خرداد را به این شکل کلید بزنند.گفته می شود برخی سفرهای استانی سید حسن خمینی در همین راستا و برای آمادگی وی برای این امر باشد.
شنبه 21 فروردین ماه سال 1389

کیهان با تیتر کمک از گاوچران ها برای توجیه ورشکستگی موسوی و کروبی در خبرهای ویژه خود آورده است.
عضو تیم اصلی هدایت کننده کروبی در انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته، از تقسیم بندی شهروند درجه 1 و درجه 2 دفاع کرد و گفت، هر چند که اصلاح طلبان رأی کمتری در آن انتخابات آورده اند اما رأی های آنها با کیفیت تر است و در مقابل رأی اکثریت رأی بی کیفیت و سطح پایین است!
عباس عبدی بی آن که به علت اصل شکست فاحش مهدی کروبی- حتی در قیاس با آراء میرحسین موسوی و محسن رضایی و با وجود شعارهای رادیکال تر- بپردازد، به آرای 5/24 میلیونی، رئیس جمهور حمله کرد. او در گفت وگو با دویچه وله ضمن زیر پا گذاشتن همه موازین علمی و منطقی بحث و برخلاف واقعیت آشکار ریزش آرای افراطیون- که به ویژه در 22 بهمن هویدا شد- ادعا کرد: قطعاً رأی طرف دولت به نسبت آن 13 میلیون ریزش کرده ضمن اینکه کیفیت این دو رأی با هم بسیار متفاوتند. کیفیت رأی کسی که انتخاب شده هم به لحاظ افراد رأی دهنده که کیفیت اجتماعی-اقتصادی شان پایین تر است و هم به لحاظ انگیزه ها و دفاع از آن رأی که غالب آنان کم انگیزه و منفعل هستند، با رأی طرف مقابل متفاوت است. رأی دهندگان طرف مقابل و آن 13 میلیون که می گویند، به لحاظ کیفیت و سطح اجتماعی بالاتر هستند. فقط نباید به عدد نگاه کنند.
عبدی که پیش از این بار ها خودباختگی خود را در مقابل آمریکا یی ها نشان داده، این بار هم جامعه کابویی آمریکا را برتر از جامعه ایران معرفی کرد و گفت: معنای کیفیت این است که مثلاً اگر در آمریکا یک رئیس جمهور 52 درصد رأی می آورد و آن که باخته است 48 درصد و یا اگر یک طرف 60 درصد رأی دارد و دیگری 40 درصد، این دو رأی مساوی اند. یک اکثریت وجود دارد و در کنار آن یک اقلیت. اما اگر در جایی فردی 60 درصد آرا را بیاورد و آن که 40 درصد رأی آورده، رأی خود را از اقشار تحصیل کرده فعال و از طبقه ای که اساساً مدیریت اجتماع بیشتر در دست آنان است، داشته باشد. آن که انتخاب شده نمی تواند بگوید من 60 هستم و تو 40؛ پس من پیروز شدم.
این عضو افراطی ستاد کروبی توضیح نداد که این فرمول من درآوردی چه نسبتی با دموکراسی مدعایی، هر شهروند یک رأی و ایران برای همه ایرانیان دارد و او چگونه ادعا می کند که آرای نامزدهای مدعی اصلاح طلبی مربوط به اقشار تحصیل کرده و آرای نامزد پیروز مربوط به طبقات بی کیفیت و منفعل است؟ آیا آنها را که حماسه های 22خرداد، 9دی و 22 بهمن را رقم زدند می توان کم انگیزه و منفعل شمرد؟
البته معلوم است که درد اقبال آقای عبدی وجود اقلیت یا اکثریت در جامعه نیست بلکه معضل بزرگ این طیف آن است که با تحمیل خرافه ها و خیالات خود به کروبی، وی را ته چاه انداختند به نحوی که وی نتوانست حتی اندازه رأی باطله رأی کسب کند یا حتی با موسوی رقابت کند و بنابراین به واسطه نبوغ بالای (!) خود در مظان اتهام بی عقلی و بی عرضگی هستند اما به جای توضیح، ترجیح می دهند سیاست فرار به جلو و پررویی را پیشه کنند.
کیفیت قائل شدن عبدی برای مدعیان اصلاح طلبی ( برای توجیه روند رو به زوال کمیت آنها) در حالی است که وی اواخر بهمن ماه در گفت وگو با دویچه وله تصریح کرده بود: جریان سبز بیش از آن که مبتنی بر عقلانیت باشد مبتنی بر احساسات است و شعارها بازیچه طرف مقابل شده است. جنبش سبز مانند کامیونی است که در سراشیبی دنده خود را خلاص کند و دیگر قابل کنترل نباشد. در جنبش مرتباً بر مطالبات افزوده و از نفرات کاسته شد. جنبش سبز رهبری ندارد و این مسخره است که گفته شود این نقطه قوت ما است. من با بنیان های این حرکت مشکل دارم و معتقد بودم چنین حرکت هایی در ایران جواب نمی دهد و نمی تواند جلو برود.
عبدی پس از این سخنان با انتقادهای تند همقطاران مواجه شد که وی را به تضعیف روحیه وسط گرفتاری ها متهم می کردند و ظاهراً اظهارات کیفی! اخیر برای جبران اظهارات قبلی ادا شده است.

چهارشنبه 18 فروردین ماه سال 1389

محمود ائمی با نام جعلی "محمود اعلمی" و نام مستعار"محسن عباسی" پناهنده از ایتالیا و ساکن "اورسوراواز-فرانسه" به همراه "حسین امینی قلی پور" به جرم آتش کشیدن "صدیقه مجاوری" و چند تن از منافقین در 17 ژوئن 2003 ، روز جمعه 2 آوریل 2010 برابر با 13 فروردین 1389 در دادگاه پاریس محاکمه شدند.

به گزارش جوان آنلاین این دومین محاکمه پس از دستگیری آنان توسط پلیس فرانسه در ژوئن 2003 است.

دادگاه اول آنان که به درخواست مدعی العموم(دادستانی کل پاریس) در سال 2007 تشکیل شده بود با 2 سال حبس برای آنان می بایست در نظر گرفته میشد.

در دادگاه روز جمعه دوم آوریل دادستان درخواست 3 سال حبس برای آنان نمود.

گفتنی است که این دو تروریست از چهره های خطرناک و برجسته گروهک تروریستی منافقین برعلیه جداشدگان و ایرانیان در اروپا و عراق به شمار می روند.

" محمود اعلمی(اعلامی)" که همان محمود ائمی (عضو مرکزیت منافقین ) است و با نام محسن عباسی فرمانده لشگر! رجوی در عراق شناخته می شود در کشتار کردها و پیشمرگهای اتحادیه میهنی کردستان عراق نقش مستقیم داشته و در اروپا نیز جزو فرماندهان جوخه ترور منافقین است که بر علیه "جداشدگان" فعالیت مستمر و تعیین کننده دارد. وی همچنین از حامیان خاص فرقه سبز در اروپا می باشد و کمکهای شایان توجهی به آنها تاکنون کرده است.

دوشنبه 16 فروردین ماه سال 1389

افشای نیات پلید سران جریان سبز در وابستگی بی چون و چرا به دشمنان نظام اسلامی، تازه ترین سناریوی طراحی شده این جریان بر این منوال استوار شده که با راه اندازی سیاه بازی های سیاسی و طرد و آشتی های پیدا و پنهانراهی برای بازگشت دوباره فتنه گران به میان مردم انقلابی ایران بیابند.

به گزارش رجانیوز، در حالی که میرحسین موسوی و مهدی کروبی تمامی برنامه های دیکته شده غرب را در طی 10 ماه گذشته بدون هیچ غلط و اشتباهی پیاده کرده و حتی شدیدتر از دشمنان نظام به مبانی نظام اسلامی و اقتدار انقلاب ضربه زده اند در تازه ترین سناریوی ساختگی، دشمنان شناخته شده ای چون ابوالحسن بنی صدر دست به برائت از میرحسین و کروبی زده اند تا با این کار و نشان دادن دشمنی خود با دو عنصر فریب خورده سیاسی آنان را هنوز در درون نظام و پایبند به اهداف آن نشان داده و توافقات پشت پرده درباره بازگرداندن فریب خوردگان آمریکا به آغوش نظام را عملی کنند.

از سوی دیگر، پس از سفر و دیدار کاسپین ماکان، نامزد ندا آقا سلطان باشیمون پرز رئیس رژیم صهونیستی به یکباره برخی حامیان جریان سبز در خارج و نیز بلندگوهای آنان در داخل کشور نارضایتی خود را از این دیدار اعلام کرده و از اسرائیل تبرّی جستند. مادر و خانواده ندا آقا سلطان نیز از قافله عقب نمانده و به نمایندگی از مردم ایران این سفر را محکوم کردند.

اما در حالی که خود کاسپین ماکان نیز سفر خود را شخصی و حقیقی دانسته و نه حقوقی! اما با این حال کسانی چون نویسندگان سایت متعلق به مهاجرانی و نیز اصلاح طلبان داخل ایران فراموش کرده اند که تا پیش از این هیچ رد و نشانی از شخصی به نام "ماکان" در داخل و خارج از کشور نبود و این هجمه رسانه ای سبزها بر علیه نهادهای انقلاب بود که از جوانکی پر شر و شور شخصی معروف ساخته و وی را عازم دیدار با شیمون پرز کرد.

همچنین، حامیان "سبز" فراموش کرده اند که اعلام برائت از سران رژیم غاصب اسرائیل آن هم در جایی که ماهیانه میلیون ها دلار از طرف این رژیم و دولت آمریکا به این جریان و بازوهای رسانه ای آن پرداخت می شود نمی تواند لکه
ننگی را که یکی از اعضای حامیان اصلاح طلبی به راه انداخته اند بزداید.

سه شنبه 25 اسفند ماه سال 1388

در اولین روزهای اشغال سفارت امریکا از سوی دانشجویان پیرو خط امام شایعاتی درباره وجود اسنادی علیه شهید بهشتی مبنی بر دیدار با ژنرال‌هایزر در زمستان 57 شنیده می‌شد. مجاهدین خلق و گروه‌های مخالف حزب جمهوری اسلامی با انتشار نشریات و بولتن‌هایی مدعی بودند که بهشتی رابطه‌های جدی با سفارت امریکا دارد. از سوی دیگر زمزمه‌هایی در میان دانشجویان پیرو خط امام که رابطه خوبی با حزب جمهوری اسلامی نداشتند، در این باره شنیده می‌شد.
اسناد لانه جاسوسی توسط تیمی که حسین شیخ‌الاسلام گردآورده بود و از دانشجویان مسلط به زبان انگلیسی تشکیل شده بود ترجمه می‌شد و در اختیار شورای هماهنگی که به گفته محمد‌هاشمی شامل بی‌طرف، دادمان، اصغرزاده، سیف الهی، میردامادی، رحیم باطنی و او قرار می‌گرفت و این شورا بود که تصمیم‌ می‌گرفت چه سندی افشا شود و چه سندی افشا نشود. اسناد بر اساس روخوانی، تشخیص صلاحیت برای انتشار و عدم انتشار پیدا می‌کرد.
اکثر اسناد به کلی سری و سری سفارت امریکا در تهران در همان ساعات اولیه تسخیر پودر و یا رشته رشته شد و قابل بازیابی نبود. اما بروس لینگن کاردار سفارت امریکا صبح روز 13 آبان دریک بی‌احتیاطی آشکار حدود 50 سند سری درباره آخرین وضعیت فعالان سیاسی در ایران مانند شهید دکتر بهشتی، مهدی بازرگان، ابراهیم یزدی را برای مطالعه به دفتر خود می‌برد و پس از آن که تصمیم می‌گیرد به دیدار قطب‌زاده برود، این اسناد را به خزانه اسناد بازنمی گرداند بلکه بر روی میزکارش رها می‌کند. لینگن پس از آزادی مدعی شد که اسناد را در گاوصندوق دفترش گذاشته اما واقعیت چنین نبود.
سند مربوط به شهید دکتر بهشتی نیز در همان روزهای اول بازیابی شد و آماده انتشار بود اما اعضای شورای هماهنگی اسناد به دلایلی که
هیچ گاه معلوم نشد، حاضر به افشای این سند نشدند. گویی مشکلات ریشه ای با حزب جمهوری اسلامی مانع از روشنگری افکار عمومی می‌شد.
اما در داخل سفارت دانشجویان نزدیک به حزب جمهوری که اقلیتی 20 درصدی را شکل می‌دادند به این رویه اعتراض داشتند. این اعتراض بعضاً منجر به اخراج آنها از لانه و یا محرومیت از دسترسی به اسناد و اطلاعات می‌شد.فائزه مصلحی یکی از این دانشجویان است. او در این باره می‌گوید: یک مطلبی که بچه‌ها را ناراحت می‌کرد این بود که چرا دانشجویان در جریان نحوه انتخاب وانتشار اسناد قرار نمی‌گیرند. هر هفته جلساتی برگزار می‌شد و تحلیل‌های کلی در همان ساختمان مرکزی به عمل می‌آمد، فکر می‌کنم آخر هفته بود که خواهر‌ها و برادرها همه در این جلسات حضور پیدا می‌کردند ولی در مورد مسائل ریز اسناد هیچگاه با ما صحبت نمی‌‌شد، یعنی آن موقع ما محرم راز تلقی نمی‌شدیم. در بین بچه‌های لانه زمزمه شدکه از شهید بهشتی درلانه سندی موجود است. این مطلب برای من و خیلی از بچه‌های حاضر در لانه مهم بود که بدانم این سند چیست؟ به یکی از برادران به نام آقای مختاری که در واحد اسناد فعالیت می‌کرد گفتم: آقای مختاری شما به من بگویید این سند چیست؟ من به کسی هیچ مطلبی را نمی‌گویم‌. در جواب گفت: این سند در تأیید شهید بهشتی است یعنی از استقامت ایشان در مقابل امریکا صحبت شده.
به هرحال سند مربوط به شهید دکتر بهشتی سالها پس ازشهادت ایشان منتشر شد. این سند شرح دیدار کاردار سفارت امریکا و مسئول میز ایران در وزارت امور خارجه امریکا با شهید دکتر بهشتی یک هفته پیش از تسخیر سفارت امریکاست.
سند شماره 359
محرمانه 29 اکتبر 1979 ـ 7 آبان 1358
از: سفارت امریکا، تهران ـ 11390
به: وزارت امور خارجه، واشنگتن دی. سی ـ دارای حق تقدم
رونوشت برای سفارتخانه‌های امریکا در آنکارا، جده، اسلام‌آباد، کابل، کویت، بغداد، دمشق
موضوع: ملاقات با بهشتی

ادامه مطلب ...
سه شنبه 25 اسفند ماه سال 1388
اجلاس فدراسیون جهانی در حالی اوایل آذرماه به میزبانی مصر برگزار شد که شاهد اتفاقات خاصی در این نشست بودیم که برجسته ترین آنها انتشار تصاویر رئیس فدراسیون تکواندو ایران با برخی مسئولان فدراسیون‏ها تکواندو جهان از جمله رئیس فدراسیون تکواندو رژیم جنایتکار و اشغالگر اسرائیل، آن هم بر روی سایت فدراسیون تکواندو این رژیم بود که اتفاقات پس از آن منجر به ایجاد تشکیک در خصوص وجود و یا عدم وجود برخی روابط شد.


به گزارش خبرنگار ورزشی "تابناک"؛ همزمان با مسابقات قهرمانی جهان پومسه که به میزبانی مصر برگزار شد، اجلاس فدراسیون جهانی تکواندو نیز در سرزمین اهرام ثلاثه انجام شد که این اجلاس حواشی خاص خود را داشت. در این نشست رئیس فدراسیون تکواندو اسرائیل به عنوان یکی از سران این رژیم نامشروع نیز حضور داشت که برحسب اتفاق رئیس فدراسیون تکواندو ایران هم در این اجلاس به عنوان عضو هیات اجرایی فدراسیون جهانی تکواندو شرکت کرد اما این تمام ماجرا نبود.

با پایان این مسابقات هیچ اشاره ای به حضور ایران در اجلاسی که نماینده اسرائیل نیز با فاصله کم از رئیس فدراسیون تکواندو ایران حضور داشت نشد و تنها خبری کوتاه در این زمینه اعلام گردید اما پس از مدتی که تصاویر حضور پولادگر در این اجلاس منتشر گردید، واقعیت‏های بیشتری مشخص شد و آن هم انتشار عکسی است که علی الظاهر مقابل هتل میزبان ایشان در مصر به حالت یادگاری گرفته شده و در آن علاوه بر چند رئیس فدراسیون، رئیس فدراسیون تکواندو ایران و اسرائیل نیز حضور دارند.

ادامه مطلب ...
   1      2      3      4      5    >>